تجارب زنان توانمند

418542_273894296049061_321540507_n

عاقبت وابستگی

 

پیاده بر سوار نگاه می کرد……..چقدر تند می رود این سوار ؟….

                                     چه نفس جانکاهی داری؟…….

                                    نگاهش حتی به جلوی قدم هایش نیست…

                                   فقط خیالی در ذهن دارد…..

پیاده غمگین و خسته باز هم نگاه کرد…

پاهایش رمق راه رفتن نداشت….

ولی باید سر پا می ایستاد

تکیه گاهی ..

کسی ندید  سرچشمه شعله های خشمش را….

چرا نمی توانست حرکتی تازه کند؟

فقط زانوان خم شده اش رو می دیدند که چون عروسک چوبی بی رمق در جا خشک زده بودند

آیا میشد نور زندگی رو در ته چمشهایش  پیدا کرد ؟

یا ، اون نور هم خود سالها بود که کمرنگ و کمرنگ شده بود

فقط ته نفسی وجود داشت

شاید آخرین نفس ها…

 

 

 

 

پیاده بر استانه در ایستاده از سواره پرسید :

-          با این اسب قشنگت خیلی تند میری؟

-          سواره گفت خیلی …..

-          وقتی باد به سینه ات می زند خیلی خوشحالی ؟

-          خیلی

-          توی علفزار هم میری؟

-          اره …میرم

-          توی سبزه زار هم میری ؟

-          اره میرم..

-          اونوقت توی باد …توی علفرار ..توی سبزه زار ….به کی نزدیک تری ؟ ..

-          به خودم…

-          ولی پاهای من چوبی شدند ….دیگه از آستانه در هم بیرون نمیرم…..دلم علفزار می خواد …دلم سبزه زار می خواد….دلم هوای تازه می خواد ….توی این خانه خیلی غمگینم…..

-          سواره …..امروز هوای خوبی است …باد تندی هم میاد…..سبزه زار هم باید زیباتر از همیشه باشه ……باید برم ….

فقط صدای رفتن تند باد اسب……..و بعد دوباره چهار چوب خانه و پاهای چوبی…

 

پیری از شهر می گذشت

پاهای چوبی بسیار دیده بود

ولی این فرق داشت….

اولش آهنی بود…..بعد چوبی شد

-          تو که پاهای به اون محکمی داشتی چی شد؟

-          - من اعتماد کردم که با پاهای کس دیگه ای می تونم راه برم….ولی اون روز به روز قوی تر شد و من ضعیف تر….درحالی که خواب بودم زمان گذشت …..

-          - میدونی که این بیماریه….اول پاهات چوبی میشند …بعد قلبت و بعد ذهنت …..تا دیر نشده حرکت کن….

-          پیرمرد راست می گفت باید حرکتی کرد….

 

پیر قصه ها داشت از پاهای چوبی ، آدمهای چوبی ، خانه های چوبی و شهر چوبی که موریانه آنها را از بین برده بود

قصه پدری که پاهای دخترش رو با چوب بسته بود

قصه برادری که به پاهای خواهرش چوب می زد

 و قصه شوهری که پاهای آهنی همسرش رو چوبی کرده بود

از قصه هاش برای پیاده گفت و گفت….

پیاده حس کرد جریان تازه ای در نوک انگشتان پاهاش به حرکت میاد..

حس خوبی بود …حس زندگی دوباره….بدنش گرم شد …جان تازه ای گرفت ..

از درگاه خانه بیرون رفت ….و قصه های پیر  را برای همه آدمهای چوبی شهر تعریف کرد …

همه جان تازه ای گرفتند..

مثل اینکه خود شهر به حرکت در امده بود دیگه هیچ آدمی چوبی نبود..

هیچ خانه ای چوبی نبود ..

شهر از عطر گل نرگس پر شد…بوی عشق همه جا پیچید ….شهر رنگارنگ و جاندار شد…

 

 

سوار از راه رسید..

خسته و غبار آلود…باور نمی کرد عطر گل نرگس رو …باور نمی کرد شهر سبز جاندار رو …

پیاده ها همه شاد و نغمه خوان در حال ساختن بودند…

شهر جان گرفته بود..

خانه به خانه گشت تا پیاده اش رو پیدا کرد…

-          چقدر حال و هوای این شهر عوض شده…!

-          آره شده ..

-          چه بوی عطری در فضا پیچیده …!

-          -آره پیچیده …

-          خسته ام ….توان راه رفتن ندارم….می تونم اینجا بمونم؟

پیاده فقط به پاهای خودش و پاهای سواره نگاه کرد…… فرق کرده بودند…

سواره از اسب خاک آلودش پایین آمد…..ولی پیاده کار های زیادی داشت.. …..باید می رفت.

 

 

 

“تقدیم به تمام زنان توانمندی که در خانه ماندند تا مردانشان رشد کنند”

 طیبه نیاکان – فروردین ۹۲

More from تجارب زنان توانمند

داستان زندگی طاهره جوان از زبان خودش – خانمی که با وجود سوختگی صورت بالغ بر ۲۰ میلیون تومان درآمد دارد

حالا ماهی بیست میلیون درآمد دارم چهل و دو سال پیش وقتی من یازده سالم بود، سوختم. مادرم در حالی که بیشتر از هفده سال نداشت،سر زا رفت و من و برادرم بی‌مادر شدیم. پدرم بعد از مادرم با زنی … read more

نخستین استاد فیزیک زن ایران در خانهء سالمندان

download (2)

نخستین استاد فیزیک زن ایران در آسایشگاه سالمندان آلینوش طریان در سال ۱۲۹۹ در خانواده ارمنی در تهران متولد شد . وی در خرداد سال ۱۳۲۶ با درجه لیسانس فیزیک از دانشکده علوم دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل و در مهرماه همان … read more

فهیمه احمدی اولین مهندس پرواز زن ایرانی

فهیمه احمدی

فهیمه احمدی ۲۷ ساله اولین مهندس پرواز زن ایرانی ایشان در زمینه های هوانوردی، رشته مهندسی پرواز و دوره های زمینی خلبانی و دیسپچری آموزشهای لازم را دیده است و دارای تجربه پرواز با چتر (پاراگلایدر) و گلایدر است. کسی … read more

هیچ کس تنها نیست

394575_359373550798187_1990543203_n

مادر ترزا راهبه کاتولیک و نیکوکار آلبانیایی بود وی به خاطر خدمات انسان‌دوستانه‌اش سال ۱۹۷۹، جایزه نوبل صلح, جایزه بالزان و مدال آزادی ریاست جمهوری را به خود اختصاص داد و در سال ۲۰۰۳ از طرف پاپ ژان‌پل دوم آمرزیده … read more