مقالات

catharsis یا بیرون ریزی و تخلیه هیجانی

آیا می دانستید نوشتن احساسات و فکر هایی که در طول شبانه روز تجربه می کنید به بهداشت روانتان کمک می کند؟
اگر بخواهید برای این که بهتر بنویسید از اینترنت کمک بگیرید، سایت ویکی پدیا یک لیست طولانی از تکنیک ها را در اختیارتان می گذارد. نام عجیب غریب یکی از این تکنیک ها catharsis یا تخلیه ی هیجانی ست. اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم منظور نویسنده ی آن مطلب این ست که اگر می خواهید بهتر بنویسید یکی از راه هایش این است که هیجانات خیلی شدیدی که ته قلبتان تلنبار کرده اید را بریزید روی کاغذ.
اما ما می خواهیم آن طرف قضیه را ببینیم. یعنی تاثیری که این تخلیه ی هیجانی نوشتاری روی سلامت روان دارد را بررسی کنیم.
تخلیه ی هیجانی یا پاک کردن دودکش سیاه
قصه این کلمه ی تخلیه ی هیجانی خیلی قدیمی ست. ارسطو معتقد بود که دیدن تراژدی و کمدی موجب تصفیه و پالایش روح می شود. همین واژه ی ارسطو در اواخر قرن نوزدهم افتاد توی دهان دو تا درمانگر که یکی شان خیلی مشهور بود: فروید و بروئر. آنها مشترکا زن بیماری را درمان می کردند که نشانه های جسمی شدیدی داشت اما هیچ مشکل بدنی نداشت. بروئر با استفاده از هیپنوتیزم کاری کرد که او تجربه های تلخ احساسی گذشته اش را با گفتنشان بیرون بریزد. نشانه های جسمی همه به همان تجربه ها ی نا گفته ربط داشتند.
بیمار می گفت وقتی که این تجربه ها بیرون می ریزد انگاردارد یک دودکش سیاه را دوباره پاک می کند.فروید و بروئر از همان کلمه ی ارسطو برای این فرایند استفاده کردند یعنی تخلیه ی هیجانی. اما فروید دریافت که برای تخلیه حتما نیازی به هیپنوتیزم نیست. همین که به فرد بگوییم ’’هر چه به ذهنت می رسد بدون سانسور و فکر کردن به این که بی ربطند بگو!‘‘ تخلیه ی هیجانی انجام می شود. بعد از فروید همه ی رویکرد های روان درمانی معتقد بودند که حداقل نصف درمان این است که مراجه تجربه های احساسی اش را در جلسه ی درمان بریزد بیرون. اما تکنیک ها متنوع تر شدند. یکی از پیشنهاد هایی که الان غالب روان شناسان به مراجعانشان می کنند این است که: بنویس!
چرا نوشتن؟
انگار همه ی کسانی که دستشان به قلم می رود ناخود آگاه می دانند که نوشتن آرامشان می کند. از شکسپیر که بعد از مرگ پسرش همنت، نمایشنامه ی هملت را نوشت گرفته تا برایان تریسی قورباغه خوار که به خوانندگان کتابش پیشنهاد می کند که هدفی که نوشته نمی شوند به درد نمی خورند.
اما این که نوشتن چه فرقی می کند که با تکرار کردن در ذهن احتمالا قبل از هر چیز دلایلی تاریخی دارد. نوشتن همیشه در نزد بشر دارای قاطعیت خاصی بوده است. قانون وقتی که نوشته می شده است قابلیت اجرا داشته است. از طرف دیگر از وقتی با سوادی همه گیر شد قلم و کاغذ به عنوان اشیائی آشنا در زندگی ما حضور یافتند. اشیائی که با این که خیلی نزدیک ما بودند به هر حال یک شیئ بیرونی تلقی می شدند. به زبن ساده تر وقتی ما تجربیات خودمان را در دفتر خاطرات می نویسیم علاوه بر این که به آ‎نها قاطعیت می دهیم انگار داریم با یک فرد بیرونی در مورد تجربیاتمان حرف می زنیم. یک فرد بیرونی که بی نهایت رازدار و بی خطر است. یک فرد بیرونی که می توانیم از بینش ببریم بدون این که اعتراض کند.
جالب است بدانید که حتا فرم کلماتی که می نویسیم می توانند روی هیجانات ما تاثیر بگذارند. در یک تحقیق آلمانی معلوم شده است که خوانندگانی که داستانی را خواندند که در آنها از حرف  u زیاد استفاده شده است غمگین تر شدند تا خواندگانی که داستانی را خواندند که تعداد کمی از این حرف در آن بود. این در شرایطی بود که هر دو داستان یک چیز را می گفتند.
به هر حال ثابت شده است که ما اگر ما افکارمنفی و یا هیجانی مان را فقط در ذهنمان هی تکرار و تکرار کنیم ( چیزی که روان شناسان به آن می گویند نشخوار ذهنی) تنها باعث می شوند که بیشتر احساس اضطراب و افسردگی کنیم. اما اگر آنها را بنویسیم از دید یک ناظر بیرونی به آنها نگاه می کنیم و ممکن است آنها را مورد تجدید نظر و ارزیابی قرار دهیم.
از چه چیزی بنویسیم؟
در این جا ما با دو دسته از روان شناسان مواجه می شویم. آنهایی که می گویند احساس هایت را بنویس و آنها یی که می گویند فکر هایت را.
گروه اول مبنای فکری شان همان تخلیه ی هیجانی روانکاوانی مثل فروید و بروئر است. آنها این پیشنهاد را به شما می کنند:
۱٫      قرار نیست برای دیگران بنویسید. فقط برای خودتان بنویسید. برای دل خودتان.
۲٫      احساساتتان را بشناسید و آن ها را از فکر هایتان جدا کنید.
۳٫      احساسات خیلی اتوماتیک تر و ناخودآگاه تر از افکار هستند. وقتی شما ناگهان شاد می شوید، غمگین می شوید، تعجب می کنید، متنفر می شوید، حس سردرگمی دارید و یا خشمنگین می شوید در واقع دارید احساساتتان را تجربه می کنید.
۴٫      وقتی که در دیگران نیز احساسی را تشخیص می دهید و می گویید فکر می کنم شما ناراحت شده اید هم در واقع شما دارید احساس می کنید، فکر نمی کنید.
۵٫      احساسات خیلی وقت ها علت نامعلوم یا ناخودآگاهی دارید، مثلا وقتی کسی ا ز کسی  که برای بار اول دیده اید خوشتان می آید یا متنفر می شوید.
۶٫      در هر شبانه روز زمانی را اختصاص دهید و  این احساسات روزمره را بنویسید.
۷٫      در مقابل هر احساسی رفتاری را که می خواستید انجام بدهید، یا دلتان می خواسته انجام بدهید اما نداده اید را بنویسید. این کار به شما کمک می کند بدون این که به دیگران از لحاظ عاطفی ضربه بزنید هیجانتان را بر روی کاغذ خالی کنید.
۸٫      مهم نیست که خوش خط باشید، درشت یا ریز بنویسید، روی خط ها حرکت کنید یا نه. مهم نیست که قلم را چه قدر روی کاغذ فشار دهید، خودتان را کاملا آزاد بگذارید تا هر چه دلتان می خواهد به کاغذ منتقل شود.
۹٫      اگر دوست دارید می توانید آخر کار همه ی نوشته هاتان را پاره پاره کنید ! این کار خودش دارای بار هیجانی زیادی ست و شما را خالی تر می کند.
تحقیقات زیادی ثابت کرده اند که انجام دادن روزمره همین کارها به شرطی که شما احساساتتان را به درستی شناخته باشید روی بهداشت روانتان تاثیر مثبت دارد. در یک پایان نامه ی جالب که در ایران خودمان انجام شده بود معلوم شد این کار علاوه بر بالا بردن نمره های سلامت روان می تواند نمره های هوش هیجانی را هم بالا ببرد. حتما می دانید که هوش هیجانی (  ای کیو) بر خلاف هوش شناختی ( آی کیو) قابل تغییر است.
اما گروه دوم که این روزها بازار روان شناسی دستشان است می گویند بهتر است اول فکر هایتان را بنویسید. آن ها معتقدند که ما به این دلیل افسرده و مضطرب می شویم که دارای فکرهای اتوماتیک و غیر منصفانه ای هستیم. آنها می گویند که این فکر ها هستند که باعث می شوند که ما هیجانات نا خوشایند را تجربه کنیم و نه بر عکس. آنها به مراجعان شان پیشنهاد می کنند.
۱٫      یک جدول هفتگی داشته باشید که در آن همه ی کار های روز مره تان را بنویسید. این کار باعث می شود که شما متوجه شوید چه قدر از روزتان را کار های مفید می کنید و چه قدر از آن به بطالت می گذرد. همچنین اگر آنها را به عنوان برنامه های آینده داشته باشید هر هفته متوجه می شوید که چند درصد از کارهایی را که قرار بوده انجام دهید انجام داده اید و چند درصد را نه.
۲٫      یک جدول سه ستونی را درست کنید و همیشه آخر شب تکمیلش کنید.
۳٫      در قسمت اول فقط فکرهایی را بنویسید که موقع احساسی شدن به آن می اندیشید. مثلا وقتی که غمگین می شویم معمولا این فکرها به سراغماتن می آیند: دنیا جای چرندی ست، همه ی آدم ها مزخرفند، هیچ روز خوبی در زندگی ام نداشته ام و … چند هفته که این فکر ها را یاد داشت کردید متوجه می شوید که آن ها به چند دسته ی مشابه تقسیم می شوند: مثلا گزاره هایی که با همه یا هیچ آغاز شده اند.
۴٫      در قسمت دوم احساس هایی را بنویسید که همراه با آن فکرهای تکراری تجربه کرده اید. شناخت در مانگر ها می گویند بعد از مدتی خودتان متوجه می شوید در مقابل فکر های غیر منصفانه تر احساسات منفی تری قرار دارند. حتا آن ها می گویند به میزان منصفانه و منطقی بودن فکرتان نمره دهید. اگر فکرتان منصفانه باشد احساسات بدی را تجربه نمی کنید.
۵٫      در قسمت سوم فکر های جایگزین را بنویسید. البته بهتر است این کار را دیر تر شروع کنید. یعنی هنگامی که به اندازه ی کافی ربط بین فکر های غیر منطقی و احساسات منفی را فهمیده باشد. شما باید فکری را جایگزین کنید که لا اقل به اندازه ای منطقی تر از فکر های اولیه باشد. شما باید به این فکر ها هم نمره دهید.
این گروه از روان شناس ها معتقدند که بعد از مدتی ذهنتان عادت می کند که خودش از اول فکر ها را جایگزین کند. چون متوجه شده است که فکر های تکرای نا کار آمذ نتیجه ای ندارند جز افسردگی و اضطراب.
نوشتن به شیوه ی پست مدرن
البته گروه های دیگری از روان شناسان هم هستند که از نوشتن به عنوان تکنیک های درمانی استفاده می کنند. شاید جدید ترین آن ها گروهی به نام روایت درمانگران باشند( که به غلط در ایران داستان درمانگر ترجمه شده است). این گروه از روان شناسان که در زیر مجموعه ی روان شناسان پست مدرن گنجیده می شوند معتقدند که هر کسی داستان زندگی خودش را دارد. آنها به بالاتر بودن و دانا تر بودن روان شناس از مراجع معتقد نیستند. آنها از همان واژه های مراجع برای توصیف مشکلش استفاده می کنند. واژه هایی که داستان زندگی مراجع را ساخته است. آنها از تکنیک های نوشتاری هم استفاده می کنند تا به مراجعان کمک کنند دیو داستان زندگی شان را بکشند و قهرمان داستان شوند. یکی از جالب ترین آن ها برای مراجعان بزرگسال نامه نوشتن به پدر و مادر است. آن ها می گویند تمام هیجاناتی را که نسبت به پدر و مادرتان داشته اید در یک نامه بنویسید. به آن ها بگویید که تا چه حد نگذاشته اند شما داستان زندگی خودتان را خودتان بنویسید. به آنها بگویید که کی دوست داشته اید سرشان داد بزنید و نزده اید. کی از آن ها غمگین شده اید. و کی احساس کرده اید در اجبار قوانین آن ها زندگی می کنید. شما می توانید این نامه را به پدر و مادرتان بنویسید بدون این که آن ها را پست کنید. شما می توانید هم گیرنده و هم فرستنده را خالی بگذارید و آن را به صندوق پست بیندازید. احساسی که شما موقع افتادن نامه به صندوق پست تجربه می کنید، آخر تخلیه ی هیجانی ست از نوع پست مدرنش!
تا یادمان نرفته بگوییم که شما می توانید با نوشتن خواب ها در اول صبح آن ها را از فرار به فراموشی نجات دهید. این کار هم باعث می شود سیستم حافظه ی خوابتان تربیت شود و بعد از مدتی نیازی به یادداشت خوابتان نداشته باشید و تا آخر به یادتان بماند.
جایی برای نوشتن
شما می توانید خیلی ساده رویدادهای روزمره را به شکل داستانی کوتاه بنویسید. می توانید خطی را ختراع کنید که فقط خودتان از آن سر در می آورید. می توانید برای این که بیشتر هیجانی باشید آن ها را به یک شعر آزاد تبدیل کنید. اما بالاخره باید جایی را برای نوشتن داشته باشید. ما از سنتی ترین شکلش استفاده می کنیم:
۱٫      دفتر خاطرات: یکی از قدیمی ترین، معمول ترین و رمانتیک ترین را ه های نوشتن هیجانات و افکار روزانه. از اعترافت سنت اگوستین قدیس گرفته تا زندگی نامه ی خودنوشت همین هوشنگ مرادی کرمانی خودمان از همین دفتر ها آمده است. فقط به جای این که از دفتر هایی با طراحی گل و بلبل و قلب تیر خورده استفاده کنید یک دفتر ساده بخرید. دفتر های خاطرات سنتی یک عیب بزرگ دارند. آن ها حتا اگر به قفل و زنجیر مجهز باشند احتمال لو رفتنشان خیلی زیاد است. دفتری که درشت رویش نوشته باشد دفتر خاطرات هر کسی را تحریک به خواندن می کند. دفتر های ساده ای که خودتان می دانید دفتر خاطراتتان است هم رازدارند و هم به علت این که شکل گراغیکی خاصی  ندارند ذهن شما را به جایی هدایت نمی کنند الا تجربه های روزمره ی خوتان.
۲٫      کاغذهای جدا از هم: نوشتن بر روی ورقه های از هم جدا این حسن را دارد که شما می توانید آخر کا آن ها را یز ریز کنید بدون این که نگران از شکل افتادن دفترتان باشید. فقط یادتان باشد این کاغذ ها را درجیب کت و شلواری که به خشک شویی محلتان می دهید نگذارید!
۳٫      وبلاگ ها: وبلاگ ها از جدید ترین شیوه های نوشتن خاطرات هستند. تحقیقات ثابت کرده اند بیش از نیمی از مردم آمریکا از وبلاگ ها برای نوشتن درد و دل های روزانه شان استفاده می کنید. برای رازداری می توانید فقط نام کوچکتان را به عنوان نویسنده بنویسید. فقط یادتان باشد اگر دوستتان از وبلاگتان خبر داشت مطلع باشد که شما را در کامنت ها به نام خانوادگی تان خطاب نکند و پته ی محله و شهر و خانواده تان را نریزد روی آب. حسن وبلاگ ها این است که شما علاوه بر حفظ رازتان مطمئن می شوید یک غریبه حتا در کیلومتر ها دورتر بالاخره نوشته تان را می خواند و در دردتان شریک می شود. ضمن این که بعضی از سایت هایی که وبلاگ رایگان در اختیارتان می گذارند جایی را برای نوشتن مطالبی اختصاص داده اند که فقط مال خودتان است.
چه کسانی با نوشتن نجات یافته اند؟
 شاید اگر بخواهیم خیلی روانکاوانه فکر کنیم لیستی به اندازه ی تمام شاعران و نویسندگان دنیا باید ارائه دهیم. اما اعترافات سنت اگوستین، برادران کارامازوف داستایوفسکی و هملت شکسپر نمونه های خوبی هستند. اولی که نام تابلویی دارد، دومی باعث شده که داستایوفسکی در مورد بیماری صرع خودش تا می تواند در قالب یکی از شخصیت ها حرف بزند و تجربه کند. سومی هم که شاهکار استاد شکسپیر است که بعد از مرگ پسری نوشته شده به نام همنت. او با اضافه کردن یک حرف دوباره کودک از دست رفته اش و رابطه ی خانودگی اش را دوباره زنده کرده است.
همه ی گروه بالا تخلیه ی هیجانی مستقیم و غیر مستقیم در نوشته هایشان پرداخته اند اما یک مورد عجیب و غریب وجود دارد که با نوشتن توانسته حتا کارهای  قسمت از دست رفته ی مغزش را جبران کند. او که یکی از بیماران لوریا ( از مشهورترین عصب شناسان قرن بیستم روسیه) بود در جنگ های داخلی کشورش یک قسمت از مغزش را از دست داد. او نامش را نمی دانست، خانه اش را بلد نبود، نمی دانست که باید به دستشویی برود، نام خیلی چیز ها یادش رفته بود. کار کرد خیلی از وسایل را نمی دانست. لوریا به او کمک کرد که دوباره با سواد شود! از یادداشت برای نامیدن چیز ها استفاده کند. و هر چه را از گذشته به یاد می آورد فورا یاد داشت کند. او توانست با این کار تکه های پازل گذشته اش را کنار هم بگذارد و به یک کل کامل دست یابد. او یاد داشت هایش را به یک زندگی نامه تبدیل کرد و به لوریا داد تا چاپ کند. این کتاب را می توانید با نام’’جهان گمشده و جهان باز یافته‘‘ حتی از کتاب فروشی های تهران بخرید. کتابی از لوریا با ترجمه ی دکتر حبیب الله قاسم زاده.

منبع: تبیان

با تشکر از دکترعنایت الله شهیدی

More from مقالات

229942_10151006565940909_2097537379_n

«این تفکر که با کوچک کردن خود به سایرین احساس امنیت می دهید،به هیچ وجه خردمندانه نیست.شمابه دنیا آمده اید تا شکوه و جلال خداوندی را که درون شماست،متجلی نمایید.شکوه و جلال تنها در برخی از ما نیست،بلکه در همه … read more

سالهاست زن بودن را فراموش کرده ام!

1231344_679448972082798_1827931170_n

سالهاست زن بودن را فراموش کرده ام! در عوض راننده خوبی شده ام! حسابدار خبره، مأمور خرید زرنگ، مدیر توانمند، باربر قوى، استراتژیست باهوشى شده ام! اما دیگر خودم نیستم! مدت زیادی است که در خودم گم شده ام! چه … read more

اعتیاد۳

4965657af186b9092c7a96976ffe881c_L

حضور دکتر امیرهوشنگ باقری در رادیو تهران ، صدای پایتخت خلاصهای از مبحث به اضافه فایل صوتی: بدون شک جامعه در ایجاد اعتیاد، نقش دارد. اما خانواده نیز یک جامعه کوچک است. در واقع خانواده پایه‌گذار شخصیت کودک است و … read more

اعتیاد۲

4965657af186b9092c7a96976ffe881c_L

برای موفقیت در ترک مواد مخدر عقل و قدرت درک بیمار موثر استیک روانپزشک در گفت وگو با شفقنا: برای موفقیت در ترک موادمخدر عقل و قدرت درک بیمار موثر است/ شخصیت‌های «خودشیفته» تمایل بیشتری به مصرف کوکائین دارند در … read more

اعتیاد ۱

4965657af186b9092c7a96976ffe881c_L

حضور دکتر باقری در برنامه خانه آبی، رادیو تهران ، صدای پایتخت خلاصه‌ی فایل صوتی: عوامل ژنتیکی: افرادی که نوطلبی بالا و خطر گریزی پائینی دارند شانس اعتیاد بالاتری دارند. آیا در این ارتباط خانواده مقصر است و بایستی احساس … read more

روانکاوی کوتاه مدت

download (2)

نویسنده: زهرا نوعی حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی دام تزویر مکن چون دگران قرآن را پی مطلبی در اینترنت می‌گشتم که به سایتی برخوردم که در آن خبری در مورد یک کارگاه آموزشی منتشر شده … read more

آیا سپردن کودکان به مهد کودک تایید می شود یا نه؟

8beheshtgroup_gift_of_the_day_21_m

خیلی از والدین با شنیدن لغت مهدکودک یاد پدر و مادرهای کارمند می‌افتند و فکر می‌کنند مهدکودک مکانی است که می‌توانند بچه هایشان را برای چند ساعت به کسی بسپارند و خودشان به کارشان مشغول شوند اما در یک کلام … read more

کوک چهارم

The-top-five-regrets-of-the-dying

#داستان_آموزنده داستان ها برای بیدار کردن ما نوشته می شوند ولی ما یک عمر آنها را برای خواب استفاده کرده ایم: «کوک چهارم» شخصی کفشش را برای تعمیر نزد کفاش می برد. کفاش نگاهی به کفش کرده می گوید: این … read more

فرایند فردیت رستم در اسطوره هفت خوان

rostam

فرایند فردیت رستم در اسطوره هفت خوان محمدخرسندی-به گزارش خبرنگارسایت مکتب مولانا-هویت هر ملیتی براساس زبان و ادبیاتف تاریخ و اسطوره ها و حکمت و فلسفه شکل می گیرد. در این میان زبان فارسی مدیون وارستگی، شجاعت، درایت و ایرانی … read more