فاجعه ى کنترل گرى در رابطه

غبا توجه به اینکه در عرض یک ماه چندین مراجع زن کنترل گر داشتم که همسر و یا دوستشون شدیدا از دستشون خسته شده بودند و مسر بودند به این رابطه پایان بدهندصلاح دونستم این مطلب را بنویسم،نقطه مشترکی که در رفتارشان دیدم و یکى از بدترین،اشتباهترین،آسیب زننده ترین حرف مشترکشون این بود که “من که بهت گفته بودم”مواظب باشین این حرف را به هیچ کس نزنید،معناى این حرف اینه که شما نمیفهمین و من بیشتر میفهمم،از این به بعد به حرف من گوش کن،حق اشتباه ندارى،من خوشحالم که به حرف من رسیدى و حقت هست که به دردسر افتادى،که به مرور زمان فرد را دچار احساس گناه و خشم فرو خورده میکند که قصد فرار ازما را میکند،همین خانمهاى کنترل گر به اینجا که رسیده بودند با گریه و زارى اصرار در ادامه ى رابطه داشتند،اشکالى که در رابطه ى این چند مورد دیدم ریشه در ترس و عزت نفسشان داشت که در عین حال که خود را باور نداشتند از ترس ترد شدن کنترل گرى میکردند و خود را عقل کل و دلسوز زیادى نشون میدادند تا جایى که یکى از همسرانشان با فریاد گفت من نمیخوام برام دلسوزى کنى و نقش مادر بازى کنى من یک همراه میخوام
،حتى اگه زندانى از طلا یا زندانى رویایى براشون درست کنیم بالاخره زندان زندانه و نهایتا هر زندانى منتهاى آرزوش آزادیه،درحالى که وقتى اشتباهى دیدیم که طرف مقابل خودش متوجه شد میتونیم بگیم،همه اشتباه میکنند،هر اتفاقى بیفتد من در کنار توام،کمکت میکنم نگران نباش،شکست و اشتباه معنیش این نیست که تو نمیفهمى یا آدم بدى هستى و سعی در اثبات خودمون نکنیم همین که بدونن همراهی دارند که درکشون میکنه براشون خیلی مهمه،همه ی ما دوست داریم پیش کسی باشیم که حس شایستگی به ما بده تا نقش بازپرس و یا غلط گیر ما را داشته باشه.

About خالقی

مدیر و صاحب امتیاز سایت زنان توانمند، هیپنوتیزور،دکترای تخصصی روانشناسی ،مدرس دانشگاه ،عضو انجمن علمی هیپنوتیزم آمریکا ،دارای مدرک مسترینگ اریکسونی و عضوانجمن روانشناسی سلامت وعضو انجمن روانشناسی اجتماعی ،عضو انجمن روانشناسی ایران ، نویسنده ی کتاب تاثیر شادمانی و آرمیدگی در اختلالات جنسی ،محقق در زمینه ی شادمانی درونی هشیاری حضور،معنویت درمانی ویوگادرمانی،مربی یوگاو مربی یوگای خنده ودارای چندین سال سابقه ی مدیریت گروه درمانی و توانمند کردن زنان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *