زبان شناسی (2)



ادامه زبان شناسی

 

در متن قبلی اشاره ای به ویژگی های ذاتی زبان انسان شد و به تعبیری تفاوت آن با زبان حیوانات.از این ویژگی ها به سه مورداشاره می شود.دو ساختی بودن،زایایی فوق العاده و نابجا بودن زبان.

 

1)دو ساختی بودن،به این معنا که یک بار صدا(واج)های بی معنا با هم ترکیب می شوند و ساخت معنا دار (نشانه)را می سازند.مثلأ:/خ

/ ،/ ٌ/،/د/،/ا/=خدا____/ر/،/ا/=را___/د/،/و/،/س/،/ت/=دوست

باردیگر این نشانه ها یا ساخت های معنا دار را با هم ترکیب می کنیم وپیام کاملی را می رسانند(خدا را دوست دارم.)

 

حیوانات این ویژگی را ندارند وظاهراً تعدادی نشانه های خاص دارند و آن نشانه ها را تر کیب نمی کنند این ویژگی را

تک ساختی بودن می نامیم.اگر چه همان نشانه ها راما به شکل پیام های کاملی تر جمه می کنیم مثلا برای انواع (قدقد)مرغ پیام هایی مثل گرسنه است یا تخم کرده یا از گربه ترسیده یاجوجه هایش را صدا می کندو…در می یابیم .به همین روی چون ساختارزبانی مرغ (تک ساختی)است نمی توان رفتار مرغ را در چارچوب معنای ذهن گرایانه یکنش تک تک آن هابررسی کرد و باید باتوصیف رفتار مرغ ها مورد بررسی قرار داد .

2)ویژگی زایایی زبان انسانی

 

منظور این است که تعدادجمله هایی که می توانیم به کمک نظام زبان بسازیم،نا محدود است .حتی جمله هایی که پیش از این وجود نداشته است مانند(خورشیدفلاش زد واز شهر عکس یادگاری گرفت،بچه های کوتاه قدفقط می توانند سر سر چوب رختی های کوتاه قد کلاه بگذارند!و…)

 

3)ویژگی (نابجایی)زبان انسان

 

منظوراین استکه کاربرد زبان در هر دوره و زمانی تنها محدود به نیاز ها و مفاهیمآن دوره نیست همچنین از زبان می توان برای حرف زدن درباره یهر آنچه واقعیت دارد یا ندارد استفاده کرد.مثلا

 

می توانیم درباره ی زندگی حافط -که دیگر در میان ما حضور ندارد- حرف بزنیم.یا درباره ی

 

آدم برفی -که از اصل ،وجود نداشته است.-سخن بگوییم.

 

زبان پیچیده ترین و گسترده ترین موضوعی است که انسان به شناخت آن می پردازد. اگر چه

 

می پنداریم چون به راحتی از زبان استفاده می کنیم زبان را هم می شناسیم در حالی که شناخت زبان به خاطرهمین پیچدگی و گستردگی فراوانش بیش از هر موضوع دیگری به صرف وقت فکرو نیرو نیاز دارد.چون زبان تمام پیچیدگی های ذهن انسان را همراه با تمام راز و رمزهای حیات مادی

 

و معنوی او -چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی-در خود می گنجاند و چون پدیده ای گسترده، همه ی جلوه های دیگر هستی را در خود دارد؛ خواه پدیده ها و جلوه های انسانی خواه اجتماعی و خواه طبیعی.

 

شاید تعجب کنید اگر بدانید برای اهل هر زبان هر چیزی زمانی وجود خارجی پیدا می کند که برای آن چیز نامی در زبانشان وارد شده باشد.مثلا پیش از آن که کلمه ی «کیوی»در زبان فارسی پیدا شود بود و نبود این میوه برای فارسی زبان یکسان بود.

 

«کیوی»وجود خارجی داشت ولی برای ما از زمانی وجود پیدا کرد که نام آن وارد زبان فارسی شد.وکلمه هایی که وجود خارجی ندارند اما چون در زبان ما به کار رفته اند برای آن ها بیرون از ذهن خود قائل به وجود خارجی شده ایم مثل دیو،غول،هما،سیمرغ.

 

وشگفت انگیز است که ساختار زبانی انسان او را در بین تمام موجودات به بالا ترین جایگاه رسانده است.

 

-باز هم خواهدم گفت. از حالا تا بعد خدانگهدار

 

کتیرازن

 

 

 

 

 

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *