شب های قدر

شب بی‌صدا بود. تنها صدایی که می‌آمد صدای گاه‌گاه بال فرشته‌ای بود که نرم و نازک از راه می‌رسید. شب، شب بی‌پایانی بود و هرکسی که شب را می‌فهمید، داشت انتظار می‌کشید
**********************.

شب قدر به درد کسانی می‌خورد که شب را می‌فهمند. آنها که شب را پیش از این فهمیده‌اند. فراز و فرودهایش را دیده‌اند و می‌دانند دعایی که شب‌ها می‌خوانی چه‌قدر به عمق جانت نزدیک است. کسانی که با شب زندگی کرده‌اند. در شب زندگی کرده‌اند و تربیت شبانه‌شان را توی شب قدر به کار می‌گیرند تا همه لحظه‌هایش را درک کنند.

شب قدر برای کسانی است که جانشان به شب آغشته است و معنی بیداری را می‌دانند. بیداری‌های بی‌وقت و فکرهای عجیب آسمانی را که فقط نیمه شب‌ها به سر آدم می‌زند. کسانی که صبح را تمام شدن شب نمی‌دانند. روی دیگر شب می‌دانند و تا صبح کنار پنجره می‌نشینند و وقتی سپیده سر زد آن را نفس می‌کشند، در حالی که بارور شده از شب‌اند.

آنها کنار پنجره هستند و صدای شب را می‌شنوند. و حرف شب را می‌فهمند. شب قدر برای آنهاست.(لیدا-آ)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *