جهل مرکب در قالب قطعه از ابن یمین

آن کس که بداند و  بداند که بداند                       اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

و آن کس که نداند و بداند که نداند                     هم خویشتن از ننگ جهالت برهاند

و آن کس که بداند و نداند که بداند                    بیدار  نمایید که  بس خفته    نماند

و آن کس که نداند و نداند که نداند                    در جهل  مرکب  ابدالدهر      بماند

یکی از قالب های سنتی شعر فارسی ،قطعه است.در این نوع شعر ،که حداقل در دو بیت سروده می شود،وزن و قافیه یکی است و قافیه ها معمولا در پایان مصراع های زوج می آید

درون مایه ی قطعه معمولا اخلاقی ،تعلیمی،حکایت،شکایت،مدح،هجو،تقاضا،رثاو…است.

از معروفترین قصیده سر امی توان به این افراد اشاره کرد:رودکی،سنایی،سعدی،ابن یمین،قاآنی،ایرج میرزا،ملک الشعرای بهار و پروین اعتصامی.

 

7 comments on “جهل مرکب در قالب قطعه از ابن یمین

  1. سپاس به خاطر حسن انتخابتون. راستی، بیت دوم به صورت زیر هم درسته ؟

    آنکس که نداند و بداند که نداند
    لنگان خرک خویش به منزل برساند

    البته پیام شعر مهم و زیباست، نه تفاوتهای جزیی، دوست عزیز ادب دوست

    اما در دنیای امروز و در اطراف ما در بیشتر اوقات، وضع جور دیگری است:

    آنکس که بداند و بداند که بداند
    باید برود غاز به کنجی بچراند

    آنکس که بداند و نداند که بداند
    بهتر برود خویش به گوری بتپاند

    آنکس که نداند و بداند که نداند
    با پارتی و پول خر خویش براند

    آنکس که نداند و نداند که نداند
    بر پست ریاست ابدالدهر بماند

    شاعر : ناشناس

  2. سلام و100 سلام به زنان توانمند کشور عزیزم که همیشه ودر همه عصرها در کنار پدران خود وبعد پشت شوهران خود در عرصه های مختلف برای اعتلای اهداف انقلاب اسلامی تلاشها کردند وحتی از سرمایه بهتر از دنیای خود یعنی جان عزیزشان برای هدف عالی خود دست نکشیدند وبرای انجام آن از کسی توقعی نداشتند ، وفقط قصد اثباط وجودی زن مسلمان را دردنیای پوچ امروزی داشته ودارند که بله این زنها هستند که اگر بخواهند کشوری را دگر گون میکنند.
    وصدالبته ازاینکه توجه مسؤلین به مقام زنان هنوز هم …. متاسفانه ایدآل نیست .
    دورود خدا وند وفرستادگان او بر همه زنانیکه بی آلایش وبی انتظار از بنده اش قصد سیر الهی دارد .
    موفق باشید.

  3. در کــــــارگـه کـــــوزه گــران رفتم دوش دیدم دو هــــــزار کــوزه گویا و خموش

    نـاگـــــاه یکـی کـــــوزه بـرآورد خــروش کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش

  4. در کــــــارگـه کـــــوزه گــران رفتم دوش دیدم دو هــــــزار کــوزه گویا و خموش

    نـاگـــــاه یکـی کـــــوزه بـرآورد خــروش کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش

    (خیام نیشابوری)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *