نگاه حافظ

«چشم»چه حس قشنگی است از حواس ما…!
(نخست روز که دیدم رخ تو،دل گفت / اگررسدخللی،خون من به گردن چشم»(1)
-دانش وآگاهی انسات محصول حواس است و نبود یک حس گم شدن بخشی از وجود است…شنیدن کی بود مانند دیدن.
-در عرفان اسلامی هم،اوج رسیدن،دیدار می باشدواگرنگاه ونظرنبود دل در سلامت و فراغت می ماندو گرفتار رنج های عشق نمی شد.
«فارض » شاعرعرب چه دقیق بودآنجا که گفت :
« شراب عشق را به دست چشم نوشیدم…».(2)
« ازراه نظر مرغ دلم گشت هوا گیر / ای دیده نگه کن که به دام که درافتاد»
-آری دل ودیده همواره در چالش اند:
« در کمینگاه نظر با دل خویشم جنگ است / زابرو و غمزه ی او تیروکمان به من آر»
-و دل در برابر دیده شکست می خورد:
« دیدی دلا که آخر پیری و زهدوعلم / با من چه کرددیده ی معشوقه باز من»
– به هر روی گرفتاری دام نظروعواقب آن شکیبایی می طلبد:
« خموش حافظ واز جور یار ناله مکن / ترا که گفت که در روی خوب حیران باش ؟»
چنان که حلاج هم آتگاه، که به دارش می آویختند؛گفت:
« این به سر دارشدن نتیجه ی یک لحظه نظربازی من بود در کوچه های بیضار»(3)
« در نظر بازی ما بی خبران حیرانند / من چنینم که نمودم،دگر ایشان دانند»
و:
« کمال دلبری و حسن در نظربازی است / به شیوه ی نظراز نادران دوران باش »
– اگر چه این کار عمومیت دارد…اما:
« صوفیان جمله حریفند ونظر باز ولی / زین میان حافظ دلسوخته بد نام افتاد»
-اگر چه:
« مراد دل زتماشای باغ عالم چیست؟ / به دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن»
-و:
« کس که حسن رخ دوست در نظر دارد / محقق است که او حاصل بصر دارد»
-همین نکته است که نظر را ارزشمند می سازد:
« به روی یار نظر زدیده منت دار / که کار دیده،نظراز سر بصارت کرد»
-وهر کس که دید روی تو بوسید چشم من / کاری که کرد دیده ی من بی نظر نکرد(4)

-بدرودتا بعد…
1-دیوان حافظ
2-آب طربناک دکتر سید یحیی یثربی
3-منطق الطیر عطار
4-آب طربناک دکتر سید یحیی یثربی

6 comments on “نگاه حافظ

  1. شکایت کرد روزی دیده با دل

    شکایت کرد روزی دیده با دل که کار من شد از جور تو مشکل
    ترا دادست دست شوق بر باد مرا کندست سیل اشک، بنیاد
    ترا گردید جای آتش، مرا آب تو زاسایش بری گشتی، من از خواب
    ز بس کاندیشه‌های خام کردی مرا و خویش را بدنام کردی
    از آنروزی که گردیدی تو مفتون مرا آرامگه شد چشمه‌ی خون
    تو اندر کشور تن، پادشاهی زوال دولت خود، چندخواهی
    چرا باید چنین خودکام بودن اسیر دانه‌ی هر دام بودن
    شدن همصحبت دیوانه‌ای چند حقیقت جستن از افسانه‌ای چند
    ز بحر عشق، موج فتنه پیداست هر آنکودم ز جانان زد، ز جان کاست

    بگفت ایدوست، تیر طعنه تا چند من از دست تو افتادم درین بند
    تو رفتی و مرا همراه بردی به زندانخانه‌ی عشقم سپردی
    مرا کار تو کرد آلوده دامن تو اول دیدی، آنگه خواستم من
    بدست جور کندی پایه‌ای را در آتش سوختی همسایه‌ای را
    مرا در کودکی شوق دگر بود خیالم زین حوادث بی خبر بود
    نه میخوردم غم ننگی و نامی نه بودم بسته‌ی بندی و دامی
    نه میپرسیدم از هجر و وصالی نه آگه بودم از نقص و کمالی
    ترا تا آسمان، صاحب نظر کرد مرا مفتون و مست و بی خبر کرد
    شما را قصه دیگرگون نوشتند حساب کار ما، با خون نوشتند
    ز عشق و وصل و هجر و عهد و پیوند تو حرفی خواندی و من دفتری چند
    هر آن گوهر که مژگان تو میسفت نهان با من، هزاران قصه میگفت
    مرا سرمایه بردند و ترا سود ترا کردند خاکستر، مرا دود
    بساط من سیه، شام تو دیجور مرا نیرو تبه گشت و تو را نور
    تو، وارون بخت و حال من دگرگون ترا روزی سرشک آمد، مرا خون
    تو از دیروز گوئی، من از امروز تو استادی درین ره، من نوآموز
    تو گفتی راه عشق از فتنه پاکست چو دیدم، پرتگاهی خوفناکست
    ترا کرد آرزوی وصل، خرسند مرا هجران گسست از هم، رگ و بند
    مرا شمشیر زد گیتی، ترا مشت ترا رنجور کرد، اما مرا کشت
    اگر سنگی ز کوی دلبر آمد ترا بر پای و ما را بر سر آمد
    بتی، گر تیر ز ابروی کمان زد ترا بر جامه و ما را بجان زد
    ترا یک سوز و ما را سوختنهاست ترا یک نکته و ما را سخنهاست
    تو بوسی آستین، ما آستان را تو بینی ملک تن، ما ملک جان را
    ترا فرسود گر روز سیاهی مرا سوزاند عالم سوز آهی

    مثنویات پروین اعتصامی

  2. زدست دیده و دل هر دو فریاد

    زدست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد
    بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

    بابا طاهر همدانی

  3. همه پشتی همه رو گرد در راه
    همه رؤیت همه دیده شو آنگاه

    همه دیده همه دل شو بیکبار
    که تا آگه شوی زین رمز بسیار

    الهی نامه عطار

  4. می گویند چشم ظرف ذهن است اگر چشم آرام باشد و شتاب نکند ذهن نیز آرام میگیرد،
    یعنی ظرف آرام باشد محتویات آن نیز آرام می گیرند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *