باغ عشق

باغ عشقدلا تا کی دراین زندان فریب این وآن بینی؟ یکی زین جاه ظلمانی برون شو،تا جهان بینی
جهانی، کاندروهر دل که یابی،؟پادشاه بینی جهانی کاندرو هر جا که بینی،شادمان بینی
نه بر اوج هوا او را عقابی دل شکر یابی نه اندر قعربحر،اورا نهنگی جان ستان بینی
اگر در باغ عشق آیی همه فراش دل یابی وگر در راه دین آیی همه نقاش جان بینی
ور امروز اندرین منزل تورا جانی زیان آمد زهی سرمایه و سودا که فردا زان زیان بینی
عظااز خلق جون جویی،گر اورا مال ده گویی؟ به سوی عیب جون پویی،گراوراغیب دان بینی؟
زیزدان دان نه ازارکان،که کوته دیدگی باشد که خطی کزخرد خیزد ، توآن را ازبنان بینی
بدین زور و زر دنیا،جو بی عقلان مشو غره که این آن نوبهاری نیست کش بی مهرگان بینی
جه باید نازش ونالش، بر اقبالی وادباری ، که تا برهم زنی دیده ،نه این بینی نه آن بینی
سنایی قرن ششم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *