یاداشتی از روزگار من

[]اتفاقات روزگار چگونه روی می دهد؟ این پرسش مدام بشر است.ومدامی می طلبد تا در سکر آن زیستن را به تجربه بنشینیم.برخی اتفاقا زن بدنیا می آیند و برخی مرد،دنیای حیرت انگیزی است.حیرت شاید تعریف زیبایی برای دنیا باشد.
به هر روی اتفاقا در اول اردیبهشت ماه 1337 در ملایر متولد شدم نامم را «افشار »گذاشتند.دوران ابتدایی را در دبستان خانعلی(17دی)سپری نمودم وسه سال اول دوره متوسطه را در دبیرستان هوشنگ زند بودم و سه سال دوم متوسطه را در رشته تجربی دبیرستان انقلاب(17 دی) به سرانجام رساندم.قبل از انقلاب پس از گرفتن دیپلم در تربیت معلم همدان رشته زبانخارجه قبول شدم ودر گزینش رد شدم.در سال 1358 ازدواج کردم.بعد از حادثه ی تعطیلی دانشگاه در رشته ادبیات فارسی لیسانس گرفتم و در سال 1375 که بچه چهارمم به کودکستان رفت در آزمون استخدامی آموزش و پرورش قبول شدم و به عنوان دبیر ادبیات فارسی به آموزش و پرورش پیوستم.در کنار تحصیل به ورزش علاقه مند بودم و بازی کن تیم والیبال بودم و از مربیان شهر شدم با درجه مربی گری والیبال.در سال 1384 موفق شدم فوق لیسانس ادبیات فارسی را بگیرم. با تاسیس دبیرستان دخترانه ی غیر دولتی در سال 1382 به عنوان مدیر آن مشغول انجام وظیفه هستم.

2 comments on “یاداشتی از روزگار من

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *