کالبد چهارم و پنجم

لایه اثیری
کالبد چهارم
کالبد اثیری فاقد شکلی معین و مرکب از ابرهای رنگین زیباتری نسبت به کالبد عاطفی می باشد ترتیب رنگ های کالبد اثیری همانند عاطفی است اما این رنگ ها اکثراً سرخ رنگ عشق را نیز به خود جذب می کنند . چاکراهای قلب فردی عاشق در سطح اثیری، سرشار از نور سرخ است.
بین قلب عشاق ،‌کمانهای زیبایی از نور سرخ را می توان دید ضمن به درخشش زرین معمول غده ی هیپوفیز که من قادر به رویت آن هستم، رنگ
سرخ زیبایی افزوده می گردد مردم به هنگام
ایجاد ارتباط با یکدیگر، از درون چاکراهای خود ، ریسمانهایی را جهت اتصال به سوی یکدیگر می فرستند علاوه بر کالبد اثیری، این ریسمانها در بسیاری از سطوح حوزه وجود دارند هرچه روابط دو فرد طولانی تر و عمیق تر باشد،‌ ریسمانها بیشتر و محکم ترند. هنگام پایان یافتن روابط، ریسمانهای مذکور پاره شده، گاهی رنج و درد شدیدی را سبب می شوند. انسان در طی دوره ی «به پایان بردن» دوستی، غالباً مشغول گسستن این پیوندها در سطوح تحتانی حوزه و تجدید ریشه ی آنها در درون خویش می باشد.
در سطح اثیری تاثیرات متقابل زیادی بین افراد رخ می دهد در میان افراد حاضر در یک اتاق لکه ها، و حبابهای بزرگ رنگی با شکل های مختلفی پراکنده می شوند. برخی از این حبابها خوش آیند، و برخی نا خوشایند هستند. تفاوت بین این دو را می توان حس کرد. ممکن است شما از حضور شخصی در آن سوی اتاق که حتی از حضور شما آگاه نیست، احساس ناراحتی کنید. در این احوال در سطحی دیگر وقایع بسیاری در شرف روی دادن هستند. من افرادی را در کنار هم دیده ام که وا نمود می کردند که به یکدیگر توجهی ندارند در حالی که در کالبد های اثیری آنها ارتباطی تام برقرار بود و مقادیر متنابهی حبابهای انر‍ژی در حال داد و ستد دیده می شد. بدون شک شما نیز چنین چیزی را تجربه نموده اید، بخصوص در ارتباط میان زنان و مردان، مسئله صرفاً بر سر حرکات فیزیکی نیست، بلکه پدیده ای واقعی مربوط به انرژی در این میان وجود دارد که قابل حس است .

کالبد کلیشه ای اتری
لایه پنجم
من پنجمین لایه ی هاله را کلیشه اتری می خوانم زیرا کلیشه ی تمام اعضاء بدن را در خود دارد و در واقع همانند نسخه ی نگاتیو یک عکس است این لایه نسخه ی منفی کالبد اتری است که آن نیز همان طور که قبلاً گفته شد ، کلیشه کالبد فیزیکی است ساختمان لایه اتری از لایه کلیشه اتری برگرفته می شود .
این لایه اوزالید یا نسخه کامل لایه اتری است فاصله این لایه از بدن در حدود ۴۵ الی ۶۰ سانتیمتر است . در مواد بیماری، هنگامی که
شکل لایه اتری مغشوش می شود، عمل لایه کلیشه ی اتری برای تصحیح شکل لایه ی اتری بسیار ضروریست در این لایه صوت خالق ماده است.
و در همین سطح از کالبد صورت بیشترین اثر درمانی را داراست . از زاویه دید حساس من این لایه همچون خطوطی روشن و شفاف در زمینه ای به رنگ آبی کبالتی هستند که به یک طرح آبی نقشه کشی شباهت زیادی دارد با این تفاوت که طرح کلیشه ی اتری در بعد دیگری وجود دارد . به نظر می رسد با پر کردن فضای زمینه شکلی به وجود می آید و خطوط باقی مانده خود قالب مورد نظر را می سازند .
ذکر یک مثال ومقایسه ی به وجود آمدن یک کره در هندسه اقلیدسی و فضای اتری مطلب فوق را روشن می نماید در هندسه اقلیدسی برای به وجود آوردن یک کره ابتدا نقطه را تعریف می کنند رسم یک شعاع به مرکز مذکور و به تمام جهات ابعاد سه گانه، سطح کره را به وجود می آورد. در یک فضای اتری که می توان آن را فضای منفی نامید، برای تشکیل کره روند معکوسی رخ می دهد بدین طریق که تعداد بی نهایتی از سطوح از تمام جهات فضا را اشغال می کنند و تنها یک فضای کروی تو خالی باقی می ماند این شکل معرف کره است . این کره به وسیله صفحات مذکور اشغال نشده است.
بنابراین لایه ی کلیشه ای اتری حوزه فضایی منفی را به وجود می آورد که قالبی برای رشد لایه ی اول یا لایه ی اتری است . کلیشه اتری قالب کالبد اتری است که ساختمان شبکه ای یا حوزه انر‍ژی منظم را تشکیل می دهد و کالبد فیزیکی روی آن رشد می کند به این ترتیب لایه ی کلیشه ای اتری حوزه انرژی کیهانی ، تمام اشکال و قالبهای موجود در طبقه فیزیکی ، به جز محتویات خود لایه ی کلیشه ای ،‌را شامل می شود .
این قالبها در فضایی منفی وجود داشته ، فضایی خالی را به وجود می آوردند که ساختمان شبکه ای اتری در آن رشد می کند و تجلی فیزیکی بر اساس آن پایه بر عرصه وجود می گذارد.
در رویت هاله می توان با تمرکز بر فرکانس ارتعاشی لایه پنجم به طور اخص، فقط همان لایه را مشاهده نمود . من با انجام این کار شکل هاله ی فرد را بدین صورت می بینم که در حدود ۷۵ سانتیمتر از بدن او فاصله داشته و به یک تخم مرغ باریک شباهت دارد این تصویر شامل تمام اعضا حوزه منجمله ، چاکراها،‌ اعضا و جوارح بدن و بخشهای دیگر آن مانند دست، پا و غیره در حالت منفی است به نظر می رسد تمام این جوارح از خطوطی شفاف بر زمینه ای به رنگ آبی تیره که فضایی منجمد و ساکن است،‌ تشکیل شده اند هنگامی که خود را برای رویت این سطح از هاله تنظیم می کنم ،‌علاوه بر سو‍ژه مورد نظر می توانم تمام اشیاء اطراف خود را از این بعد ببینیم هنگامی که دستگاه حسی خود را در این سطح تنظیم می کنم به نظر می رسد این عمل به طور خودکار رخ می دهد ، بدین ترتیب که ابتدا توجه خود را به طبقه ی پنجم به طور عمودی معطوف می کنم و سپس بر فرد بخصوصی که مایلم تمرکز مینمایم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *