psychoanalyse

روانشناسی مثبت نگر

مقدمه:

شادمانی، ذهن متفکرین را برای هزاران سال به خود مشغول داشته است هرچند که فقط در سال‏های اخیر است که به شیوه نظام‏دار مورد مطالعه و اندازه‏گیری قرار گرفته است.اغلب مردم آن‏چه را که در رابطه با زندگی‏شان اتفاق می‏افتد خوب یا بد ارزیابی می‏کنند و طبیعتا آن‏ها قادر به قضاوت در مورد زندگی خود هستند.آن‏ها تقریبا همیشه هیجانات و خلقیاتی را تجربه می‏کنند که یا مؤلفه‏ای خوشایند دارد که منجر به یک واکنش مثبت می‏شود و یا مؤلفه‏ای ناخوشایند دارد و واکنشی منفی را می‏طلبد.بنابراین همواره سطحی از شادمانی ذهنی بر زندگی مردم حاکم است، حتی اگر به طور هشیارانه به آن نپردازند.از سال 1973 که مجله چکیده‏های روانشناختی بین‏الملل 1 شروع به فهرست کردن واژه‏ SSENIPPAH به عنوان یک نمایه 2 نمود این واژه عملا وارد فرهنگ روانشناسی شد.در سال 1974 این واژه وارد سایر نمایه‏های روانشناسی مثل مجله پژوهش نمایگرهای اجتماعی 3 شد.از آن زمان تا به امروز تعداد زیادی از تحقیقات به موضوعات روانشناسی مثبت از جمله شادی و شادمانی ذهنی اختصاص یافته است(دینر، 1984).

اهمیت شادمانی ذهنی

روانشناسی تاکنون بر بیماری بیشتر از سلامت، بر ترس بیشتر از شهامت و بر پرخاشگری بیشتر از عشق تکیه داشته است.به عبارتی روانشناسان علاقه چندانی در کمک به مردم برایشادتر بودن، متکامل‏تر بودن، نوع دوست‏تر بودن و…نداشته‏اند و این در حالی است که مردم سرتاسر دنیا روز افزونی به شادی و شادمانی در زندگی خود احساس می‏کنند.در مطالعه‏ای توسط سو 1 و همکاران(1998)از نمونه‏ای دانشگاهی به حجم 7204 نفر در 42 کشور مختلف خواسته شد که نشان دهند در مورد شادمانی ذهنی چه مقدار فکر می‏کنند و شادمانی ذهنی برای آنها چقدر اهمیت دارد.نتایج نشان داد حتی در جوامعی که کاملا غرب‏زده 2 نیستند دانشجویان گزارش کردند که شادمانی و رضایت از زندگی برای آنها خیلی مهم است و آنها اغلب اوقات در مورد آن فکر می‏کنند.سطوح میانگین‏های علاقه به شادمانی در همه کشورهای مورد تحقیق بالا بود.در بین کل نمونه فقط 6 درصد از پاسخ دهندگان پول را به عنوان یک عامل مهم‏تر از شادمانی درجه‏بندی کردند، وانگهی 69 درصد شادمانی را به طور کامل در اوج مقیاس درجه‏بندی کردند، و فقط یک درصد ادعا کردند که هرگز در مورد آن فکر نکرده‏اند.انگلهارت 3 (1990)مدعی است، هنگامی که نیازهای مادی اساسی تحقق یافتند افراد به طرف یک مرحله پس مادی 4 که علاقه به تکامل خویشتن است کشیده می‏شوند(دینر، 2000).محققین معتقدند، هرچند شادمانی ذهنی به تنهایی برای زندگی خوب کافی به نظر نمی‏رسد(مثلا دینر و همکاران، 1998)، ولی به نظر می‏رسد که شناخت آن می‏تواند گامی در راستای زندگی خوب باشد.مقاله حاضر در راستای جنبش روانشناسی مثبت‏نگر است که توسط مارتین ای.پی سلیگمن 6 (سلیگمن و چیکسنتمیهالای 7 ، 2000)آغاز گردید(چاپ ویژه مجله روانشناس آمریکایی 8 ، 2000 شماره 55 را ببینید.)و معتقد است هدف روانشناسی صرفا تکیه بر تسکین و تخفیف مشکلات روانشناختی نیست.این مقاله اطلاعاتی در حوزه تحقیق و عمل روانشناختی در اختیار روانشناسان و رواندرمانگران برای کمک به مردم جهت بهینه کردن زندگی آنها ارائه می‏دهد.

تعاریف نظری شادمانی ذهنی

شادمانی ذهنی اشاره دارد به اینکه مردم زندگی خود را چگونه ارزیابی می‏کنند و شامل متغیرهای از قبیل رضایت از زندگی، رضایت از وضعیت زناشویی، رضایت از کار، فقدان افسردگی، اضطراب و وجود عواطف و خلقیات مثبت می‏شود.ارزیابی شخص از خود ممکن است به شکل شناختی باشد، مثلا، هنگامی که شخص به طور کلی در مورد رضایت از زندگی خود یا جنبه‏هایی از زندگی مانند تفریحات به قضاوت آگاهانه می‏نشیند.ممکن است ارزیابی شخص به شکل عاطفی نیز باشد(تجربه هیجانات و خلقیات ناخوشایند و خوشایند مردم در مواجه با زندگی خود).بنابراین، گفته می‏شود اگر شخص رضایت از زندگی و غالبا خوشی را تجربه کند و فقط گاه گاهی هیجاناتی مثل غمگینی و خشم را تجربه نماید دارای شادمانی ذهنی بالا خواهد بود و برعکس، اگر از زندگی خود ناراضی است و خوشی و علاقه اندکی را تجربه نماید و هیجانات پیوسته منفی، مثل خشم و اضطراب را احساس نماید دارای شادمانی ذهنی پائینی است.

چندین ویژگی اساسی 1 در مطالعه شادمانی ذهنی وجود دارد(دینر، 1984).اولا، کل دامنه بهزیستی از زجر و عذاب 2 تا وجد و شعف 3 را در بر می‏گیرد و صرفا به حالات نامطلوبی مثل افسردگی یا ناامیدی محدود نمی‏شود.بنابراین، حوزه شادمانی ذهنی صرفا شامل حالات نامطلوبی نمی‏شود که توسط روانشناسان بالینی مورد اقبال قرار گرفته است.به عبارت دیگر، حوزه شادمانی ذهنی صرفا به مطالعه افسردگی و اضطراب ختم نمی‏شود بلکه عواملی که تا اندازه‏ای افراد شاد را از افراد شاد متوسط و از افراد فوق‏العاده شاد متمایز می‏کند را نیز در بر می‏گیرد.دوما، شادمانی ذهنی بر حسب تجربه درونی هر شخص تعریف شده است و موقعی که صحبت از ارزیابی-ادمانی ذهنی است چارچوب داوری خارجی‏{ 4 تحمیل نمی‏شود.

به عبارتی، برای توصیف میزان شادمانی هر کس باید درون پوست وی رفت(میرز و دینر، 1995).با این که بسیاری از ملاک‏های بهداشت روانی از بیرون توسط محققین و درمانگران دیکته می‏شود(مثلا پختگی خودمختاری و واقع بینی)، شادمانی ذهنی از دیدگاه خود شخص ارزیابی می‏شود.اگر شخصی فکر می‏کند که زندگی‏اش خوب پیش می‏رود بنابراین درون این چارچوب زندگی او خوب پیش می‏رود.این ویژگی، حوزه شادمانی ذهنی را از روانشناسی بالینی سنتی فراتر می‏برد؛زیرا در این حوزه بر ادراکات افراد از زندگی خود وزن و بهاء داده می‏شود.پس در حوزه شادمانی ذهنی دیدگاه شخص در مورد بهزیستی‏اش از اهمیت برجسته‏ای برخوردار است.ویژگی نهایی شادمانی ذهنی این است که این سازه صرفا به خلقیات زودگذر 1 نمی‏پردازد بلکه بر حالات بلند مدت‏تر 2 تکیه دارد.با اینکه خلق یک شخص احتمالا با هر رویدادی نوسان می‏یابد، پژوهشگر شادمانی ذهنی به خلقیات شخص در بعد زمان طولانی علاقه‏مند است.به هر حال آنچه که در یک لحظه غالبا منجر به شادمانی می‏شود ممکن است همان چیزی نباشد که در بلند مدت هم شادمانی ذهنی را موجب می‏شود.

شادمانی ذهنی و اندازه‏گیری

شیوه معمول اندازه‏گیری شادمانی ذهنی از طریق زمینه‏یابی‏های خود گزارشی 3 است که افراد به وسیله آن رضایت از زندگی، فراوانی عاطفه خوشایند یا فراوانی هیجانات ناخوشایند خود را گزارش می‏کنند.فرضیه پشتیبان خود گزارشی‏های شادمانی ذهنی این است که پاسخ‏گر در یک وضعیت ویژه برای گزارش تجربه بهزیستی خود قرار دارد؛در حقیقت فقط شخص پاسخ‏گر است که می‏تواند آلام و خوشی‏های خود را تجربه کند و در مورد اینکه آیا زندگی وی بر حسب تجربه درونی‏اش ارزشمند است یا خیر به قضاوت بنشیند.بنابراین استفاده از مقیاس‏های خودگزارشی، به خصوص در این حوزه مناسب به نظر می‏رسند.در زیر دو نمونه از این مقیاس‏ها معرفی می‏شوند:

مقیاس رضایت از زندگی 1 ، این مقیاس(دینر، ایمونز، لارنس 2 و گریفین 3 ، 1985)که به اختصار به‏ SLWS مشهور است برای اندازه‏گیری رضایت از زندگی به کار گرفته شده است. SLWS یک مقیاس پنج ماده‏ای است و هر ماده از 1(کاملا مخالفم)تا 7(کاملا موافقم) نمره گذاری می‏شود؛به طوری که دامنه ممکن نمره‏ها روی پرسشنامه از 5(رضایت پایین)تا 35 (رضایت بالا)متغیر خواهد بود.

در مورد پایاپی آزمون ضریب آلفا برابر 87/و ضریب بازآزمایی پس از دو ماه برابر 82/ گزارش شده است(دینر و سایرین، 1985).دینر و سایرین(1985)با استفاده از بازبینی 4 آزمون اسکری 5 و مقادیر ویژه 6 تعداد عوامل انتزاع شده را تعیین نمودند.با استفاده از این ملاک تنها یک عامل انتزاع شد که 66 درصد از واریانس را تشکیل می‏داد

سایر مقیاس‏های رضایت از زندگی دارد.دیگر اینکه قابلیت کاربرد برای همه گروه‏های سنی دارد و مقیاس مستقیم گروه‏های سنی متفاوت را امکان پذیر می‏سازد؛و سرانجام این که باعث صرفه‏جویی در زمان و هزینه یک مصاحبه بالینی می‏شود.

این آزمون ترجمه و اقدام به تعیین خصوصیات روان سنجی آن گردید؛بدین شکل که ضریب آلفای کرونباخ بر روی سایر مقیاس‏های رضایت از زندگی دارد.دیگر اینکه قابلیت کاربرد برای همه گروه‏های سنی دارد و مقایسه مستقیم گروه‏های سنی متفاوت را امکان پذیر می‏سازد؛و سرانجام این که باعث صرفه‏جویی در زمان و هزینه یک مصاحبه بالینی می‏شود.

این آزمون ترجمه و اقدام به تعیین خصوصیات روان سنجی آن گردید؛بدین شکل که ضریب آلفای کرونباخ بر روی 30 آزمودنی برابر 85/و اعتبار بازآزمایی در فاصله 6 هفته برابر 84/حاصل شد(مظفری، 1382).

برای تعیین اعتبار هم گرای آزمون اقدام به تعیین همبستگی آن با مقیاس های‏ SANAP بر روی 30 آزمودنی گردید.ضریب همبستگی مقیاس رضایت از زندگی با عاطفه مثبت برابرو با عاطفه منفی برابرحاصل شد(مظفری، 1382).

مقیاس عاطفه مثبت و عاطفه منفی

از این مقیاس(واتسون 2 ، کلارک 3 و تله‏گن 4 ، 1988)برای اندازه‏گیری عاطفه مثبت‏ (AP) و عاطفه منفی‏ (AN) استفاده شده است.مؤلفین این مقیاس، جهت برآوردن نیاز به یک مقیاس پایا و معتبر، که هم خلاصه باضد و هم راحت قابل اجرا باشد، یک مقیاس 20 ماده‏ای با عنوان‏ SANAP تدوین کردند.آزمودنی‏ها بر روی یک مقیاس 5 نقطه‏ای از 1(خیلی کم)تا 5 (خیلی زیاد)نشان می‏دهند که هر یک از 10 حالت عاطفی منفی و هر یک از 10 حالت عاطفی مثبت را به طور کلی چگونه احساس کرده‏اند.در راهنمای تکمیل این مقیاس بسته به اهداف پژوهشی 7 دستورالعمل زمانی(هیمن لحظه، امروز، چند روز گذشته، هفته گذشته، چند هفته گذشته، سال گذشته، به طور کلی)پیشنهاد شده است که در این پژوهش از دستور العمل زمانی به طور کلیاستفاده شده است.

مؤلفین این مقیاس، ضرایب آلفای کرونباخ را در حد قابل قبولی گزارش نموده‏اند(بسته به دستور العمل زمانی از 86/تا 90/برای عاطفه مثبت‏ (AP) و از 84/تا 87/برای عاطفه منفی (AN). جدول(1-2)این ضرایب به همراه همبستگی درونی مقیاس‏ها نشان داده است.

ضرایب آلفای مقیاس‏ها و همچنین همبستگی درونی‏ AN-AP به طور واضحی از دستور العمل زمانی به کار گرفته شده و بدون تأثیر نشان داده است.همبستگی بین عاطفه مثبت و عاطفه منفی به طور ثابتی پایین است(12/0 تا 23/0)و دو مقیاس تقریبا 1 تا 5 درصد واریانس مشترک دارند که اصطلاح نیمه مستقل 1 برای آن‏ها اعمال شده است(واتسون و سایرین، 1988) که یک ویژگی جالب برای اهداف تحقیقی می‏باشد.در ضریب باز آزمایی در فاصله دو ماه، SANAP سطوح مناسبی نشان داده به طوری که به موازات طولانی‏تر شدن چهارچوب زمانی رابطه با دستور العمل زمانیبه طور کلی، برای عاطفه مثبت برابر 68/و برای عاطفه منفی برابر 71/حاصل شده است، جدول(1-3)را ببینید.

این آزمون ترجمه و مبادرات به تعیین ضرایب آلفا و بازآزمایی آن گردید.ضرایب آلفا بر روی 30 آزمودنی برای عاطفه مثبت برابر 83/و برای عاطفه منفی برابر 82/حاصل شد. ضریب بازآزمایی در فاصله 6 هفته برای عاطفه مثبت برابر65/و برای عاطفه منفی برابر 68/ حاصل شد(مظفری، 1382).

برای تعیین اعتبار خارجی آزمون اقدام تعیین همبستگی آن پرسشنامه افسردگی بک 1 (IDB)، گردید.پرسشنامه افسردگی بک به طور وسیعی برای ارزیابی سطوح خفیف تا متوسط افسردگی مورد استفاده است و مطالعات زیادی از اعتبار آن در این مقوله حمایت کرده‏اند. آزمودنی‏ها روی این مقیاس نشان می‏دهند که هر علامت را در طی چند روز گذشته چگونه تجربه کرده‏اند.همبستگی بین عاطفه مثبت و مقیاس افسردگی بک بر روی 30 آزمودنی برابر 36/-و بین عاطفه منفی و پرسشنامه افسردگی بک برابر 56/حاصل شد(مظفری، 1382).

شیوه‏های دیگر اندازه‏گیری

مقیاس‏های خود گزارشی که برای اندازه‏گیری شادمانی ذهنی طراحی شده‏اند، معمولا با یکدیگر همبسته هستند و با شادمانی ذهنی به دست آمده و به وسیله روش‏های دیگر دارای هم‏گرایی 2 است(ساندویک 3 و همکاران، 1993).پژوهش‏گران شیوه‏های دیگری نیز برای سنجش شادمانی ذهنی تدوین کرده‏اند.برای مثال، فراوانی لبخند زدن افراد، توانایی آن‏ها برای یادآوری رویدادهای مثبت در مقابل رویدادهای منفی زندگی و گزارش اعضای خانواده و دوستان آزمودنی معیارهای معمول اندازه‏گیری شادمانی ذهنی هستند(ساندویک و سایرین، 1993).همچنین شیوه‏های دیگری مثل استفاده از مصاحبه‏ها، مشاهدات رفتاری بیان عاطفه 4 در محیطهای طبیعی، معیارهای الکتروفیزیولوژیکی 5 مثل الکتروآنسفالوگرام 6 و ثبت حالات چهره 7 و الکترومیوگرافی 1 نیز با خودگزارشی‏های شادمانی ذهنی همراه هستند.

برآوردهای مشابه از اندازه شادمانی ذهنی و همبستگی مبتنی بر روش شناختی‏های گوناگون دل گرم‏کننده است.به هر حال وجود یک رویکرد چند معیاری به نفی تبیینات مصنوعی داده‏های به دست آمده کمک می‏کند.

شادمانی ذهنی، ساختار و مؤلفه‏ها

شادمانی ذهنی پدیده‏ای است که شامل مقوله‏های گسترده‏ای از قبیل پاسخ‏های هیجانی، حوزه‏های رضایت و قضاوت‏های کلی از زندگی می‏شود.شادمانی ذهنی سه مؤلفه مهم می‏تواند به نوبت به تقسیمات فرعی تجزیه شود.رضایت کلی می‏تواند به رضایت از حوزه‏های گوناگون زندگی از قبیل تفریحات، عشق، ازدواج، دوستان و…تقسیم شود و هر کدام از این حوزه‏ها را می‏توان به رخساره‏های 2 ریزتر تقسیم نمود.عاطفه خوشایند می‏تواند به هیجانات ویژه‏ای از قبیل لذت، محبت و غرور تقسیم شود و بالاخره عاطفه ناخوشایند می‏تواند به هیجانات و خلقیات ویژه‏ای از قبیل شرم، گناه، غمگینی، خشم و اضطراب مجزا شود(دینر و بیسواس-دینر 3 ، 2000).هر یک از این تقسیمات می‏تواند به تقسیمات فرعی‏تری نیز بینجامد. مثلا یک پژوهش‏گر ممکن است رضایت از زندگی را مطالعه کند، دیگری ممکن است موضوع جزئی‏تر رضایت از زناشویی را بررسی کند(بعضی از این رخساره‏های شادمانی ذهنی در جدول(1-1)دیده می‏شوند).

خلقیات و هیجانات که روی هم عاطفه نامیده می‏شوند نشان دهنده ارزیابی‏های جاری شخص از رویدادهایی است که در زندگی وی اتفاق می‏افتد.برادبورن و کاپلوویتز 2 (1965) اولین بار مطرح کردند که عاطفه خوشایند و عاطفه ناخوشایند دو عامل مستقل 3 هستند و باید به طور مجزا اندازه‏گیری شوند.با این که وجود استقلال بین عاطفه خوشایند و عاطفه ناخوشایند در سطح کوتاه مدت و زود گذر 4 هنوز بحث‏انگیز است، تفکیک‏پذیری 5 ابعاد عاطفی بلند مدت کمتر مورد اختلاف بوده است.دینر و ایمونز 6 (1984)دریافتند که عاطفه خوشایند و عاطفه ناخوشایند همسو با افزایش چارچوب زمانی 7 به طور رو به تزایدی تفکیک‏پذیرتر می‏شوند.دینر و همکاران(1995)طی مدلی نشان دادند که این دو ساختار به واسطه همبستگی متوسط معکوس 8 به طور واضحی مجزا هستند.

علاوه بر مطالعه واکنش‏های عاطفی، پژوهش‏گران شادمانی ذهنی به ارزیابی‏های شناختی رضایت از زندگی نیز علاقه‏مندند.آندریوس و ویتی 1 دریافتند که رضایت از زندگی عاملی مجزا از دو نوع عمده عاطفهخوشایند یا ناخوشایندمی‏باشد.لوکاس 2 ، دینر و سو(1996)از تحلیل‏های چند صفتی-چند روشی 3 برای نشان دادن این که عاطفه خوشایند و عاطفه ناخوشایند و رضایت از زندگی ساختارهای مجزایی هستند استفاده کردند.حتی در طول دو سال و پس از اعمال روش‏های چندگانه ارزیابی، ضرایب اعتبار برای هر یک از این سه ساختار قوی‏تر از همبستگی‏های درونی 4 بین این ساختارهای متفاوت بود.

بسته به اهداف تحقیق، شادمانی ذهنی می‏تواند در سطح کلی 5 یا در سطح جزئی 6 ارزیابی شود.یک توجیه برای مطالعه سطوح کلی‏تر(و نه مفاهیم ریزتر)این است که سطوح ریزتز 7 تمایل به وقوع همزمان 8 دارند.به عبارت دیگر، این تمایل در بین افراد وجود دارد که سطوح مشابه بهزیستی را در طی جنبه‏های متفاوت زندگی خود تجزیه کنند.و مطالعه سطوح کلی 9 می‏تواند به ما در فهم تأثیرات کلی بر شادمانی ذهنی که مسبب این کوواریانس‏ها 10 هستند کمک کند؛و یک توجیه برای مطالعه سطوح ریزتر شادمانی ذهنی این است که ما می‏توانیم فهم بیشتری از شرایط ویژه‏أی که ممکن است بهزیستی را در حوزه‏های خاص 11 تحت تأثیر قرار دهند به دست آوریم.وانگهی، انواع ریزتر شادمانی ذهنی اغلب به متغیرهای سببی 1 حساس‏تر هستند(دینر، سو و اوایشی 2 ، 1997).

نتیجه‏گیری:

روانشناسی صرفا یک شاخه پزشکی علاقه‏مند به بیماری یا بهداشت نیست بلکه گسترده‏تر است و موضوعاتی از قبیل کار، تحصیلات، بینش، عشق، رشد و بازی را نیز دربرمی‏گیرد. روانشناسان اکنون به تحقیقات جامعی در مورد نقاط قوت و فضیلت‏های انسانی نیازمندمند. روانشناسانی که با خانواده‏ها، مدارس، انجمن‏های مذهبی و و شرکت‏ها کار می‏کنند نیازمند توسعه جوی هستند که بر این نقاط قوت تاکید نماید.امروزه نظریه‏های روانشناسی عمده به سمت دیدگاهی نوین مبتنی بر پرورش نقاط قوت تغییر مسیر داده‏اند.دیگر نظریه روانشناسانی برجسته‏ای وجود ندارد که افراد انسانی را به عنوان کالبدهای منفعل پاسخ به محرک‏ها تعریف نماید و امروزه انسان‏ها بیشتر به عنوان افرادی تصمیم گیرنده با امکان انتخاب گزینه‏های متعدد و امکان چیره‏دست شدن و کار آمد شدن تعریف می‏شوند.موضوعات روانشناسی مطرح شده در آغاز قرن بیست و یکم عمدتا بر تجربه مثبت انسانی و آن‏چه که لحظه‏ای را بهتر از لحظه دیگر می‏کند تمرکز کرده‏اند.به گفته دانیل خانمن 3 ، کیفیت عاطفی تجربه جاری اساس و بلوک یا روانشناسی مثبت‏نگر است(خانمن، 1999، ص.6)

منابع:

مظفری، شهباز(1382).همبسته‏های شخصیتی شادمانی ذهنی براساس الگوی پنج عاملی در بین دانشجویان دانشگاه شیراز.پایان نامه کارشناسی ارشد.دانشکده علوم تربیتی روانشناسی. دانشگاه شیراز. (moc.oohay@200200 xinohp:liaM-E)

About خالقی

مدیر و صاحب امتیاز سایت زنان توانمند، هیپنوتیزور،ردانشجوی دکترای تخصصی روانشناسی ،مدرس دانشگاه ،عضو انجمن علمی هیپنوتیزم آمریکا ،دارای مدرک مسترینگ اریکسونی و عضوانجمن روانشناسی سلامت وعضو انجمن روانشناسی اجتماعی ،عضو انجمن روانشناسی ایران ، نویسنده ی کتاب تاثیر شادمانی و آرمیدگی در اختلالات جنسی ،محقق در زمینه ی شادمانی درونی و معنویت درمانی ،مربی یوگاو مربی یوگای خنده ودارای چندین سال سابقه ی مدیریت گروه درمانی و توانمند کردن زنان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>