تله پاتی

کلمه تله پاتی نخستین بار توسط فردریک مایرزFredric Mayrers یکی از پایه گذاران انجمن تحقیقات روانی انگلستان بکار گرفته شده است. این کلمه که ازدو لفظ یونانی مشتق شده یکی تله Tele به معنی دور و دیگری پاتوسPathos به معنی احساس می باشد که در واقع احساس از دور معنی می دهد این پدیده شامل دو بخش می شود.یکی انتقال فکر و احساس به قصد اشخاص دیگر و دیگری دریافت افکار و احساس دیگران که آن را فرایابی می نامیم.

توصیه هایی برای فعال شدن نیروی تله پاتی :

۱- رعایت رژیم غذایی :

رعایت رژیم غذایی(گیاهخواری) همانطور که گفته شد باعث تأثیر مناسب بر چشم سوم می شود که فعال شدن این فرآیند باعث فعال نیروی تله پاتی می شود.

۲- انجام عمل استنشاق:

عمل استنشاق اینگونه است که مقداری آب سرد را در یک کاسه ریخته و از طریق بینی بالا بکشیم بهتر است که آب سرد باشد و این عمل در صبحگاهان انجام شد تا تأثیر بهتری داشته باشد.

۳- تکرار ذکر مربوطه:

می توانید این تمرینات را در مدت ۴۰ روز انجام دهید با رعایت رژیم گیاهخواری و تکرار ذکر یاشهید (گواه) به تعداد ۴۱۲ مرتبه هر روز صبح می تواند تأثیر به سزایی در فعال کردن نیروی تله پاتی در افراد داشته باشد.

۴- انجام تمرینات تله پاتی:

انجام تمرینات تله پاتی که یک مورد از آن تمرینات را در اینجا ذکر می کنیم.

۱- دریک حالت آرامش و خلسه مفید فرو روید.

۲- یکی از دوستان و نزدیکان خود را که به او وابستگی عاطفی دارید را در ذهن خود تصور کنید و با او مشغول قدم زدن شوید(مثلاً در یک جنگل) و در همین حین شروع کیند صحبت هایی را در یک جهت معلوم و مشخص با او بیان کردن (مثلاً خواهش می کنم امروز به من زنگ بزن) بعد از انجام چند باره تمرین نتیجه را بررسی کنید.

تاریخچه تله پاتی:
آیا انتقال فکر از راه دور مسئله ای است فقط مربوط به زمان ما؟

جواب این مسئله منفی است. تله پاتی از زمان قدیم وجود داشته است. مشرق زمین از صدها سال پیش تأثیر فراوانی در پیشبرد دانش بشری داشته و دانشمندان اسلامی مانند خوارزمی بوجود آورنده علم جبر، ابن الهثیم وضع کننده علم مشاهدات و ابن سینا و رازی مبتکران دانش پزشکی نوین در زمانی که اروپا در سیاهی قرون وسطی به سر می برد پیشتازان علم و دانش و ادب جهان بودند. در زمینه داروی بیهوشی نیز دانشمندان اسلامی مبتکر بودند. داروی ویژه برای اولین بار توسط دانشمندان اسلامی کشف شد و در حالی که منابع غربی ادعا می کنند که در سال ۱۸۴۴ هوراس ویلر برای اولین بار برای کشیدن دندان از آن استفاده کرد.

پروفسور جونس در کتاب خود ضمن اشاره به سومریها می نویسد آنان در دوران جوانی از این قدرت برخورداری کامل داشته اند. مردم سومر قوی و خوش بنیه بوده اند و قدرت انتقال فکر در آنها از زمانی فزونی می گرفت که جسم را با یکدیگر پیوند می دادند به عبارت دیگر پروفسور جونس آمریکایی اظهار عقیده می کند که ازدواج مرحله ای بوده سازنده تله پاتی … البته اگر هم به توضیحات پروفسور جونس صددرصد ایمان نداشته باشیم باید این نکته را قبول کنیم که به هر حال ریشه تاریخی اصطلاح تله پاتی به قوم سومری می رسد. مصریان قدیم که اغلب از راه صحرا با شترهای خود حرکت می کرده اند طبق نوشته یکی از دانشمندان پاراپسیکولوژی امریکایی به نام پروفسور ج. تایلور علاوه بر حرکت و نشانه کردن ستارگان برای جهت یابی از تله پاتی و انتقال فکر از راه دور استفاده می کرده اند. مصریان دوره فراعنه در صحرا فکری را با افراد خانواده شان مبادله می کردند و از حال هم همیشه با خبر بوده اند. اگر به خاطر داشته باشید درباره لامای تبت و اینکه دارای قدرت پارانورمال بوده اند به طور مختصر با شما گفتگو داشته ایم. همین پروفسور تایلور که مدتها در تبت بسر برده گزارش داده است که تبتی ها به فرزندان خود انتقال فکر از راه دور را تعلیم می داده اند. به این معنی که معلم هایی برای این کار وجود داشته است که روزی چند ساعت شاگردان خود را تمرین می داده اند.

تله پاتی در ابتدا در محدوده ای مثلاً از یک اطاق بسته به اطاق دیگر صورت می گرفت و به همان اندازه که شاگرد قدرت تمرکز فکری بیشتری می یافت، فاصله دورتر می شد و در ظرف چند سال این شاگردان چنان مهارتی در انتقال فکر به راههای دور پیدا می کردند که امروزه مواردی از آن بلافاصله مورد بررسی و تحقیق علمی قرار می گیرد. در دانشگاه کارولینای شمالی یعنی دانشگاه داک امروزه برای تعلیم دادن تله پاتی و تقویت نیروی مافوق یا پارانورمال از همان روش شناخته شده تبتی ها استفاده می گردد. پروفسور تایلور در خاطرات مسافرت خود به تبت این ماجرا را که شاهد عینی آن بوده است نقل کرده که به خواندنش می ارزد. پروفسور تایلور می نویسد : در آن زمان یعنی قبل از جنگ دوم جهانی من برای اکتشاف و سیاحت به سرزمین تبت رفتم … در این سفر جالب روزی به اتفاق دو تن از کاهنان تبتی به یک پناهگاه غار مانند کوهستانی رسیدیم ما استراحت کردیم و داشتیم حرف می زدیم که ناگهان آن دو کاهن صحبت خود را قطع کردند و از جای برخاستند و گفتند زود همراه ما حرکت کنید یکی از برادران هم خون ما جانش به خطر افتاده است. من به دنبالشان راه افتادم و حیران بودن که این موضوع چه معمائی را در بردارد زیرا مدت چند روز بود که ما سه نفری با هم بسر می بردیم و عملاً آنان با هیچ کس جز من ارتباطی نداشتند آن دو کاهن با اعتقاد و ایمان به گفته شان در حدود هفت یا هشت میل راه پیمودند تا به یک گردنه و پرتگاه خطرناک رسیدیم و من واقعاً حیرت کرده بودم. یک کاهن دیگر به تخته سنگی آویزان بود و هر آن احتمال سقوط و پرتاپ شدن وی به قعر دره می رفت. ما او را نجات دادیم. بدیهی است که من خیلی دلم می خواست بدانم آن دو کاهن چگونه از این خطر آگاهی حاصل کردن و مهمتر آنکه چگونه جای آن را درست و صحیح یافتند. کاهن ها مرا به موضوع واقف کردند و گفتند موضوع خیلی ساده است. این برادر همخون با فکر خود ما را از خطر مطلع کرد و با همین نیروی فکری محلی را که در آن گرفتار حادثه شده بود به ما گزارش داد.

واقعاً ماجرای عجیب و حیرت انگیزی بود. این کار به وسیله افرادی صورت می گرفت که کشورشان را کسی نمی شناسد و با هیچ کجای دنیا رابطه ای نداشته اند و مانند انسانهای دوران قدیم زندگی می کردند. فکر و انتقال آن برای این مردم جنبه رادیو و پخش پیام دریافت کمک را داشت. پروفسور تایلور عقیده دارد که اقوام بدوی و قبایلی که با تمدن سر و کار ندارند قدرت پارانورمال بیشتری از مردم متمدن و شهرنشین دارند. پروفسور به شرح ماجراهایی می پردازد که برای وی در افریقا و استرالیا روی داده است که اگر بخواهیم همه آنها را شرح دهیم بحث مان به درازا می کشد. بنابراین به ذکر یک مورد که مروبط به افریقاست و پروفسور تایلور امریکایی نقل کرده است اکتفا می کنیم. او می نویسد مردم گانا دارای نیروی پارانورمال قوی هستند من وقتی در این سرزمین قاره سیاه بسر می بردم با دکتر شمیلی پارت انگلیسی آشنا شدم. دکتر پارت از نیروی تله پاتی مردم گانا داستانهایی می گفت از جمله این را برای من تعریف کرد : زمانی که آخرین مأمور انگلستان به سرزمین آشانتی که همین گانای امروزی باشد وارد شد من در ساحل زندگی می کردم و از ورود او خبری نداشتم. متسخدم من که جوان سیاه پوستی بود در ساعت یک و نیم بعدازظهر به من گفت حاکم تازه ای از انگلستان به این سرزمین آمده است و روز بعد به پایتخت یعنی گوکاس وارد خواهد شد. من اعتنایی به این حرف نکردم و روانه شهر شدم در آنجا یکی از شخصیت های برجسته این خبر را عیناً به من داد و گفت که هیچکس از آن اطلاعی ندارد. بنابراین متوجه شدم که مردم این سرزمین دارای نیروی فکری عجیبی هستند. من (پروفسور تایلور) غیر از این ماجرا چیزهای دیگری را شاهد بوده ام که نشان از قدرت عظیم پارانورمال سیاه پوستان می دهد.

به هر حال امروزه که دانشگاه های بزرگ ضمن بررسی در علم پاراپسیکولوژی برای مسائل مربوط به آن کلاسهایی دایر کرده اند. طبعاً این سئوال پیش می آید که مگر می توان تله پاتی یا انتقال فکر از راه دور و به راه دور را هم آموخت؟ جواب مثبت است. و ما در این زمینه به خصوص آنچه در دانشگاههای امریکایی از لحاظ تعلیماتی و آموزش می گذرد با شما گفتگو خواهیم داشت.

القا
در حال انتقال نوعی معمول هرگونه القا آتی را می پذیرد. اولین و آسان ترین القاء خیالی که بکار می برند اینست که شما می خوابید، چشمها را باز می کنید، بلند می شوید، راه می روید همین که معمول بعضی از این قسم احکام را اطاعت نمود آن وقت این خیال را به او القاء می کنید که تغییر نوع داده یعنی اگر مرد بوده زن شده و بالعکس یا اینکه تغییر شغل یا شخصیت داده است. اگر معمول زن باشد ابتدا او را در باغی که پر از گل و ریحان و مرغان خوش الحال باشد گردش می دهند و در این هنگام مشاهده می شود که وضع راه رفتن و حالت او درست مطابق با خیالی است که به او القاء کرده اند. اگر این معمول را به یک نفر سلطان قشونی مبدل نمایند درست مطابق عنوانی که به او داده اند رفتار می کند و کاملاً رل یک نفر صاحب منصب قشون را بازی می کند. همچنین ممکن است معمول به کمترین حکمی از سرما بلرزد یا از گرما غرق عرق شود اگر چه حرارت به درجه متوسط باشد.

حدس می زنیم اول کسی که القاء را بکار برده است (آبه فاریا) است. فنجانهای آب خالص را به دست گرفته و انگشتان خود را روی آن منبسط کرده موافق میل خود بهترین شرابها را نشان می داد. القاء افکار در بعضی معمولین بقدری مؤثر و مسلط می شود که دیده شده است سیب زمینی را مثل اینکه گلابی خیلی لذیذی باشد خورده یا آن که زردک را به عقیده اینکه هلو است با کمال لذت تناول کرده است. اتفاق افتاده است که تکه کاغذ ساده را روی پوست بدن معمول چسبانیده و به واسطه اثر القاء نتایج مادی یک قطعه مشمع را حاصل نموده اند. القا آت برای هر وقت که فرمان بدهند در همان وقت انجام می گیرد. اگر چه در آن موقع معمول بیدار و آن القاء نیز بر خلاف میل او باشد. بعضی امتحانات را همه کس می تواند بدون خطر و زحمت معمول انجام دهد مثل اینکه موافق تغیراتی که در احکام خود می دهد معمول را وادار به تمام حالات و اقسام خنده بکند.

جذبه مذهبی قشنگ ترین حالات را تولید می نماید و از روی همین قاعده (معمولی) به واسطه القاآت مکرره به بلندترین مقام جذبه می رسید. به او می گفتند صدای موزیک آسمانی را می شنوید. شما میان فرشتگان هستید. تازه می رفت که اثر بشاشت در چهره او پیدا شود که به توسط فرمان دیگری به این طریق : شما خدا را می بینید وضع و حالت صورت او تغییر می یافت و در چهره او که خیال می کرد غیر مادی شده است یک وجاهت آسمانی احداث می شد که تولید آن بدون اثر القاء مهال بود. اگر به زنی القاء کنند که وزغ یا ماری را می بیند در جای خود چسبیده اظهار وحشت زیاد می کند یا به عجله فرار می کند. اما نباید اینگونه القاآت وحشیانه را بکار برد و بهتر اینست که همیشه در معمولین خیالات مسرت آور تولید کنند. یکی از ساده ترین تجربیات و القاآت را شرح می دهیم و آن اینست که ممکن است به معمول القاء نمود که پایش به زمین چسبیده یا اینکه او را از عبور خط معینی ممانعت نمایند یا عدد ساده ای مثلاً عدد هفت را از خاطر او ببرند و حتی می توان اسم خود او را نیز از خاطرش محود نمود.

پروفسور شارکوت تجربه ای در باب القاء نموده است که ذیلاً شرح می دهیم: دانشمند فوق الذکر زنی را خوابانده صفحه کاغذ سفیدی را به او داده و گفت این عکس من است ببینید خوب شبیه من هست یا خیر؟ معمول پس از لحظه ها تردید جواب داد بلی این عکس شماست می توانید آن را به لطف کنید؟ آن وقت پروفسور شکل سر و رنگ لباسها را برای او بیان کرده و تمام جزئیات و خصوصیات عکس موهوم را در خیال او خطور داد بعد آن کاغذ را در میان چند کاغذ شبیه یا مختلف روی میزی قرار داده به معمول گفت بین این کاغذها بگردید ببینید هیچکدام را می شناسید. زن کاغذها را یده و آن کاغذ مخصوص را که قبلاً نشان غیرمرئی در او گذاشته بودند بیرون آورده و گفت بفرمائید این عکس شماست. معمول را بیدار کرده و مجدداً امتحان را تکرار نمودند. با وجود انکار و خنده های حضار همان موفقیت اول حاصل گردید. اینگونه اتفاقات ممکن است موافق فرمان عامل چند روز طول بکشد.

بسیاری از مؤلفین حکایات مختلفه و امثال متعدده راجع القاآت ذکر کرده اند که در ردیف مطالب فوق الذکر است. یک امتحان تفریحی را که معروفست ذیلاً ذکر می نمائیم و آن اینست که دو انگشت را رویهم سوار کرده گلوله کوچکی را با سر هر دوی انگشتان لمس کنند عوض یک گلوله احساس دو گلوله خواهند نمود. امتحان ذیل را که در ردیف امتحانات جدی علمی است نیز شرح می دهیم : چندین نفر دکتر که مشغول تحقیق و مطالعه در اثرات خیال بودند محکوم به اعدامی را به القاء این خیال که خون از بدن او می رود تلف نمودند. وقتی که محکوم را با چشمهای بسته به طرف اطاقی که محل امتحان مزبور بود بردند دستها و پاهای او را با نیشتر کوچکی خراش دادند به طوری که مقدار کمی خون آمد. در این حال از چهار شیر نیز آب جاری ساخته و مقصر صدای آب را می شنید بهتصور این که رگهای او را زده اند و این صدای خون اوست که در طشتی می ریزد غش کرده عرق سرد فراوانی از اندامش جاری شده پس از یک اضطراب و پریشانی فوق العاده در تشنجات حقیقی مرد.

پس در حقیقت جلاد واقعی او فقط خیال و تصورات خود او بوده است. بنابر آنچه در این فصل گفته شد می توان القاء را این طور تعریف نمود (زود باوری که به منتها درجه رسیده باشد). ممکن است در حال القاء معمول را بی حس نمود. هر چند که طبیعتاً بی حس نباشد. به قسمی که بتوانید زیر دماغ یا چشمهای باز او کبریت مشتعل را ببرید یا پوست بدنش را با سوزی سوراخ کنید و او نفهمد.

About دکتر سلطانلو

یوسف سلطانلو دانشجوی دکترای دندانپزشکی قزوین و فارغ التحصیل تکنسین پرتز دندان دانشگاه تهران . عاشق روانشناسی: مدرس ان ال پی .خواب آگاهانه و هوش مدرن .تند خوانی و تقویت حافظه. ای اف تی کنترل فشار بدون دارو. رهای از افسردگی.کاهش وزن.کنترل ام اس.فراموشی خاطرات تلخ.بالا بردن اعتماد به نفس و.... محقق در ضمینه درمان ام اس و درد های مفاصل با نیش زنبور عسل مدرس ماساژشیاتسو مدرس rebt اموزش 504 لغت در 3 جلسه برای دانشجویان و علاقه مندان به زبان با روش نوین تضمینی تنها مدرس خواب آگاهانه در ایران و خاورمیانه مدرس زبان بدن و زبان نوزادان مدرس بیوریتم و یی چینگ. پیشگویی از آینده مدرس تائو وآرامش جسم و روح مدرس بین المللی یوگا خنده مدیر اجرایی شکستن رکورد خندیدن دست جمعی در دنیا در شهر قزوین عضو انجمن مهندسی بافت در دندانپزشکی دانشگاه شهید بهشتی آموزش هیپنوتیزم به زبان ساده شاید باورنکنید اما درمان بی خوابی، معالجه حالات اضطراب، درمان حالات هیجانی ، درمان وسواس، درمان انواع ناتوانی ها و مشكلات جنسی و..بسیاری بیماریهای روحی .کاهش وزن و جسمی دیگر با هیپنوتیزم امکان پذیر است! شاگرد استاد بزرگ هیپنو و مترجم بیش از 100 جلد کتاب دکتر رضا جمالیان انتخاب 3 دوره جز دانشجوی فعال ایران موسس یوگای خنده در استان قزوین و نویسنده که کتابم درایران چاپ شد

14 comments on “تله پاتی

  1. من انجامش دادم عالی بود اول دراز کشیدم و سعی کردم خودمو هیپنوتیزم کنم ساعت حدود ۲ شب بود بعد که احساس کردم هیپنوتیزم شدم و تو یه حالت بی حسی به سر میبردم بعد شروع کردم تو ذهنم تصور کردم دارم با یکی از دوستام که دختره و دوسش دارم راه رفتن و قدم زدن و توی اون موقع بهش گفتم که فردا ساعت ۷ صبح بهم زنگ بزن این حرفو چند بار تکرار کردم و بهش گفتم یادت نره اونم قبول کرد من صبح که از خواب بلند شدم ساعت ۹بود و منم مثل همیشه خواب مونده بودم و نتونستم ساعت ۷بیدار شم ولی وقتی بیدار شدم رفتم به گوشیم نگاه کردم و دیدم بله کسی که هیچوقت نشده بود اون ساعت به من زنگ بزنه بهم زنگ زده بود اونم ساعت ۷/۲۰دقیقه واقعا برام جالب بود و دوبار دیگه امتحانش کردم یه بارش شد یه بارشم به خاطر اینکه زیاد تو حالت هیپنوتیزم نبودم نشد اگر خواستید در این باره بیشتر حرف بزنیم نظر بدید تا شمارمو براتون ارسال کنم.مرسی از سایت خوبتون

  2. salam man 19 salame va ehsas mikonam enerji ro khob b digaran montaghel mikonam..chand bar emtehan kardam va motmaen shodam k vagheiat dare..amma nmidunam bayad to che charchbi in karo bokonam mitarsam k khatari dashte bashe age mishe darin mored rahnamaim konin …mamnonam

  3. من استاد هستم این موارد بی ربط هستند
    ۱- رعایت رژیم غذایی :

    رعایت رژیم غذایی(گیاهخواری) همانطور که گفته شد باعث تأثیر مناسب بر چشم سوم می شود که فعال شدن این فرآیند باعث فعال نیروی تله پاتی می شود.

    ۲- انجام عمل استنشاق:

    عمل استنشاق اینگونه است که مقداری آب سرد را در یک کاسه ریخته و از طریق بینی بالا بکشیم بهتر است که آب سرد باشد و این عمل در صبحگاهان انجام شد تا تأثیر بهتری داشته باشد.
    تکرار ذکر یاشهید (گواه)

    تله پاتی برای درمان بیماری های روحی و روانی و رفع عقده های روانی خیلی خوب است

  4. در حالیکه چشمانتان را بسته اید چند دقیقه را صرف ریلکس کردن تمام بدن کنید سپس کره چشمتان رابه سمت بالا بچرخانید تا جاییکه کشش و فشار اندکی را در ماهیچه های اطراف چشمتان احساس کنید.سپس دید درونی خود را بر صفحه سیاه درون متمرکز کنید.سعی کنید در این مرحله به خواب نروید بلکه همچنان توجه تان را در همین حالت متمرکز کنید .هرگاه که ذهنتان منحرف شد و به موضوع دیگری پرداخت خیلی ساده آن را بازگردانید ودوباره آغاز کنید.به صدای سوت ضعیف در بالای سرتان گوش کنید وتوجه ثانویه خود را به گوش دادن به آن معطوف سازید
    تجسم کنید که سوت مذکور مانند جریانی از امواج است که از پایین کالبد فیزیکی تان به بالا حرکت کرده و از قسمت بالای سرتان خارج میشود. اجازه دهید تااین سوت دید درونی تان را بطور کاملا طبیعی به بالا ببرد. به آرامی تمرکز دید درونی تان بر سیاهی صفحه درون را متوقف کنید.اگر این کار را مدت بیشتری انجام دهید از به خواب رفتن شما جلوگیری می کند. در عوض فقط هشیاری جنبی و خفیفی را در اطراف چشم سوم خود در درون پیشانی حقظ کنید تا به این ترتیب صفحه سیاه را همچنان نزدیک به نقطه دید درونی تان نگه دارید. سرانجام در حالتی نا منتظر و بی خبر به خواب خواهید رفت.اگر احساس خفیفی از سوزش و گزگز یا احساس کشیدگی در قسمت بالای سرتان بوجود امد بسیار عالی است. اگر هم این اتفاق نیفتاد اشکالی ندارد.اگر باعث این احساس در سرتان شوید و توجه ثانویه خود را در آن نقطه از سرتان معطوف دارید آنگاه پس از به خواب رفتن احتمال خارج شدن از کالبد اندکی بیشتر خواهد شد.سخت ترین قسمت این تکنیک هنگامی است که حدودا یک ساعت و نیم از آغاز آن بگذرد. در این هنگام است که موج فریبنده و اغوا کننده ای از خستگی ذهنی و جسمانی در سراسر کالبد
    فیزیکی ایجاد می شود و استقامت و اراده ذهنی را شدیدا به مبارزه می طلبد. تسلیم شدن به این موج وسوسه انگیز از خستگی و به خواب رفتن معمولا هر گونه احتمال برای خارج شدن آگاهانه از کالبد را تا حد صفر کاهش می دهد.سعی کنید تا از نظر ذهنی بر این موج از خستگی فائق شوید و به مراقبه خود ادامه دهید در این مرحله با گذشت هر لحظه شانس و احتمال سفر خروج از کالبد با خود آگاهی بسیار خوب به تدریج افزایش می یابد.
    مابقی را د ادامه مطلب بخوانید
    تکنیک مراقبه شماره (2)
    شکل ساده تری از تکنیک مراقبه شماره (1) این است که سی الی چهل و پنج دقیقه اول که در آن چشمها را رو به بالا چرخانده و نگه می داریم و تمرکزدیددرونی را بر صفحه سیاه حذف می کنیم ادامه این تکنیک یعنی تکنیک شماره (2)دقیقا مشابه به تکنیک شماره (1) است.مزیت تکنیک مراقبه (2) این است که فرد را نسبت به تکنیک اول از نظر ذهنی و جسمانی کمتر خسته می کند.
    تکنیک مراقبه شماره (3)

    این تکنیک در واقع همان تکنیک آسان و ساده ای است که چندین سال است که از آن استفاده می کنیم یعنی گوش سپردن به صدای سوت موجود در بالای سرمان.
    پس از بیدار شدن از خواب در اواسط شب دوباره به رختخواب می رویم و در حالیکه به پشت می خوابیم مدت چند دقیقه تمام کالبدمان را ریلکس می کنیم و هنگامیکه صدای سوت ضعیف در درون سرمان قابل شنیدن می شود تمام توجهمان را بر گوش سپردن به آن متمرکز می کنیم. حدودا پانزده یا سی دقیقه بعد از آن بر روی شکم خوابیده و به حالت همیشگی خود در هنگام خواب باز می گردیم و به گوش سپردن به سوت مذکور ادامه می دهیم تا اینکه به تدریج در حالتی بی خبر به خواب برویم .هنگامیکه می توانیم ریلکس بمانیم و عواطفمان را به حداقل برسانیم این تکنیک به راحتی برایمان عمل می کند.تغییر کوچک اما بسیار سودمندی که به این روش اضافه کردم این بود که پیوسته از نظر ذهنی به خودمان یادآوری کنیم که همچنان به سوت موجود در بالای سرمان گوش دهیم . هنگامیکه این کار را انجام نمی دهیم خیلی زود تمام ماجرا را فراموش می کنیم. از تکنیک خارج می شویم و به خواب می رویم.
    تکنیک مراقبه شماره ( 4)
    پس از بیدار شدن در اواسط شب دوباره به رختخواب می رویم و به حالت همیشگی خود می خوابیم و توجه اولیه و عمده خود را بر شل کردن و ریلکس کردن عضلات اطراف شقیقه هایمان یعنی حدودا از وسط ابرو تا دو سانتی متر بالای گوش متمرکز می کنیم . در حالیکه توجه عمده خود را بر شل کردن این عضلات معطوف می کنیم توجه ثانویه خود را به ریلکس کردن عضلات اطراف چشمها و اطراف ابروهایمان متمرکز می کنیم و همچنین به صدای سوت موجود در بالای سرمان گوش می دهیم . گاهی اوقات این سوت را به صورت جریانی از انرژی تجسم می کنیم که از پایین به بالای کالبد فیزیکی مان در جریان است و از عضلات اطراف شقیقه هایمان عبور می کند و همچنین تصور می کنیم که این سوت به ریلکس کردن عضلات اطراف شقیقه هایمان کمک می کند.
    این تکنیک مراقبه ممکن است برای بعضی از افراد مبتدی در سفر روح و یا افرادی که در آینده مسافر روح خواهند شد دشوار باشد. نقطه ضعف عمده تکنیک مذکور این است که در برابر دو احساس مشکل آفرین یعنی احساس انتظار و تشویش بسیار حساس و آسیب پذیر است.هنگامیکه این دواحساس آزارنده مستمر و دائم شوند آنگاه ریلکس کردن و شل نگهداشتن کامل عضلات اطراف شقیقه ها بسیار دشوار می شود.
    تکنیک مراقبه شماره (5)لاانشجویان و مددکاراناین تکنیک مراقبه همراه با زمزمه کردن و ذکر کلمه ای مقدس است که آن را از دیسکورسهای اکنکار و کتابهای سفر روحم یاد گرفتم و با سبک و شیوه مراقبه خودم سازگار کردم.
    در حالیکه به پشت می خوابیم چشمهایمان را می بندیم بدنمان را ریلکس می کنیم و به آرامی و باملایمت شروع به زمزمه پیوسته کلمه ای مقدس می کنیم.کلمات متعددی را میتوان استفاده کرد ولی من از ذکر یا باسط استفاده میکنیم. یاباسط یکی از نامهای خداوند می باشد و ذکر آن بسیار آسان است. پس از اینکه نفس عمیقی می کشیم با صدای بلند و با حالتی کشیده و طولانی و با ملایمت کلمه یاباسط را زمزمه می کنیم .در حالیکه به آرامی نفسمان را بیرون می دهیم هر حرف را جداگانه تلفظ می کنیم و به یکدیگر می چسبانیم . سپس نفس کوتاهی می کشیم و آنگاه نفس عمیق دیگری کشیده و دوباره این زمزمه را آغاز می کنیم.
    به تدریج متوجه می شویم که بهترین راه برای ریلکس ماندن کامل و به خواب رفتن در هنگام ذکر گفتن این است که تصور کنیم صدایمان در سراسر بدنمان بخصوص در دستها و مچ دستها و پاها و مچ پاهایمان ارتعاش پیدا می کند . هنگامیکه توجهمان را عمدتا بر این احساس گزگزدر حال ارتعاش متمرکز می کنیم راحت تر می توانیم در حال ذکر گفتن به خواب برویم.یکی از مزیتهای تکینک مذکور این است که ذکر گفتن با صدای بلند از پریشانی و منحرف شدن ذهن جلوگیری می کند. معمولا ذکر گفتن بی صدا در درون از منحرف شدن ذهن جلوگیری نمی کند ولی طبق آنچه که من تجربه کردم ذکر گفتن با صدای بلند و با حالتی ملایم این کار را انجام می دهد.
    تکنیک مراقبه شماره (6)
    این تکنیک با قدرت تجسم عمل می کند.پس از اینکه چند دقیقه را صرف ریلکس کردن بدنم می کردم این احساس را در خود تجسم می کردم که هم اکنون از سفری خارج از کالبد به کالبد فیزیکی ام بازگشته ام . احساس مذکور احساسی از گزگزشدن و مور مور شدن در سراسر بدن است مانند مواقعی که موجی از سرما از سراسر بدن عبور می کند.این احساس را به ویژه با متمرکز کردن توجهم بر احساس گزگزشدن در دستها و مچ دستها و پاها و مچ پاها یم می توانستم در خودم بوجود آورم.
    دلیل موثر بودن تکنیک مذکور این است که با بوجود آوردن احساس گزگزی که پس از بازگشت به کالبد فیزیکی تولید می شود در واقع می توان سطح ارتعاش کالبد فیزیکی را به تدریج بالا برد تا جائیکه کالبد درونی بتواند کالبد خارجی و غالب ما شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *