یوگابامن چه کرد؟

درسال88بعدازیک عمل جراحی نسبتا” سخت دچارضعف اعصاب شدم.درهمین زمان فشارخون بالا،یائسگی وگرگرفتگی وآرتروزشدیدزانوسخت عذابم میداد.بعداز6ماه توسط یک دوست خوب پابه خانهء یوگاگذاشتم.این خانه درعین سادگی پرازعشق وصفاوصمیمیت بود.ازدرودیوارآن نورخداوانرژی مثبت می بارید.حضورخداوندرادراین خانه احساس می کردی.
جلسه ی اول برایم خیلی جذاب و جالب بود.شایدگمشده ی خودراپیداکرده بودم.نمی دانم ولی همان جلسهءاول انرژی ونیرویی تازه دروجودم
ایجادشد.چون خودم فرد مثبت گرایی بودم پذیرش مطالب کلاس برایم خیلی آسان بود.دراین خانه فرشته ای رادیدم که حرفهایش به دل می نشست.ازگفته هایش عشق ومحبت الهی شعله می کشید.ودروجودمن آرامش خاصی ایجادکرد.مطالعه ی ازدولت عشق وزنان توانمندانرژی مضاعفی به من داد.احساس سبکی کردم باوجوددردشدیدزانوتصمیم گرفتم به کلاس ورزش یوگابروم واین ورزش باعث آرامش روح وجسم من شد.فکرمی کردم به دنیای دیگری پاگذاشته ام وتازه متولدشده ام وزندگی جدیدی راشروع نموده ام.بایدبگویم که این مدت 4سال یوگا درمن تغییراتی ایجادکردکه خودم بسیارراضی هستم وحتی اطرافیان هم این تغییرات رادرمن می دیدند.ذهنم راازفکرهایی که باعث شده بوددرمن تنش ایجادکندپاک کردم.جسمم رااززندانی که خودم ساخته بودم رهایی دادم.دردزانوهایم بسیارکم شد.به خداوندنزدیک ونزدیکترشدم.نمازودعاهایم شکل دیگری به خودگرفت.ازخوندن نمازوقرآن ومعنی آن لذت خاصی می بردم.بابیدارشدن صبحگاهی عشق می کنم.دیگراحساس تنهایی ندارم،چون خدارادارم ودرهرلحظه خدارادرکنارخوداحساس می کنم.کم کم کارهایم رابه خودش سپردم ودست ازقضاوت images
وگیردادن به اطرافیانم برداشتم.متوجه شدم که قبلا” همه چیزدرزندگیم کمرنگ بودندولی یوگاهمه ی آنهارابرایم پررنگ کرد.درمراقبه هاچیزهایی رادیدم که برایم لذت بخش و امیدوارکننده بودند.وهمین مرقبه ها به من آرامش خاصی می داد.باعشق ورزیدن بهخودم ودوست داشتن اندام های درونی ام بیشتربه خلقت وعظمت عظمت خداپی بردم.اکنون به ندای درونی ام گوش می دهم واو مراراهنمایی می کند.
بله فهمیدم یوگامثل غذاست بایدآنرا بخوری،هضم کنی تاجذب رگ وریشه ات شود.سپس باآن زندگی کنی وآرامش بگیری.خواندن مطالب دانش یوگاهم برایم بسیارجالب وآموزنده بود،طوری که دلم می خواست یک روزه تمام مجله رابخوانم.خلاصه نویسی مطالب درکلاس درمن این شوق راایجادکردکه به دنبال مطالعه وخلاصه نویسی بروم وخلاصهءچندین کتاب رانوشتم وبازهم ازخواندن آنهالذت می برم.حالا می توانم روی ابرهاراه بروم واحساس سبکی کنم.به راحتی باهمه ارتباط برقرارمی کنم،باجمع انس می گیرم ودوستان بسیارعزیزوخوبی پیداکرده ام.شکرگزار داشته هایم هستم وگله وشکایت نمی کنم.سعی می کنم که قلب نازنینم را که مانندیک تنگ بلورین شفاف است،
ازهرگونه پلیدی پاک نگهدارم وازخداوند می خواهم که کمکم کند که قلبم راازعشق ومحبت،عبادت،شکرگزاری،دعاونیایش،سلامتی،سعادت،
خوشبختی،مهرورزی به دیگران پرکنم.تااینکه آنراپاک وسالم تقدیم خدای مهربانم نمایم.

ودرآخربه گفتهءاستادذاکری:
من آفریده شده ام تاخوشبخت،شاد،ثروتمندوسلامت زندگی کنم وبهشتی رابسازم تا مجوزبهشت رابرای خودصادرکنم.
ازاستادگرامیم ،خانم دکترفاطمهءخالقی کمال تشکررادارم وبرای ایشان وخانواده اش آرزوی سلامتی وخوشبختی راازایزدمنان دارم.
شاداب باشید هنرجویوگا <مریم شادمهر> (ف.ط)

4 comments on “یوگابامن چه کرد؟

  1. درود بر خانم شادمهر عزیز و سپاس از استاد عزیزمان سرکار خانم خالقی گرانقدر و مهربان و ممنون از شما خانم طاهری عزیز و دوست داشتنی.
    شاد و سلامت و سرشار از نور و عشق و آرامش الهی باشید.

  2. به به ،چه زیبا.من نیز وارد ماورأ هستی شدم وقتی یوگارا آغاز کردم.یوگا عبادت بدن است .در طبیعت همه ی موجودات به گونه ای خاص خودشان یوگا می کنند.از خداوند شاکرم که این علم آسمانی را به ما زمینی ها هدیه دادند.ونیز از مشارکت خوب شما مریم جان شاد مهر سپاسگزارم و کلی لذت بردم.

پاسخ دادن به مریم قراییان لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *