دل نوشته های من(مهری تکلو2)

می خواهم این هفته از یکشنبه بنویسم. از یه روز خاص که تو زندگیم خیلی نقش داشته ، که انگار بخشی از وجودم شده. یه روز جدای از روزای دیگه . روزش با بقیه روزام فرق داره. قبلنا یکشنبه ها برام تداعی کنندهء آیین مسیحیت بود.روزی که پیروان مسیح به کلیسا می روند و از خدا می خوان که گناهانشون رو ببخشه ، ولی یکشنبه های ما یه فرق بزرگ داره .می آییم اینجا وازخدا می خواهیم این قدرت وتوانایی را به ما بده که گناه نکنیم .می آییم آیین خدا دوستی ، عشق ورزیدن به دیگران و……..را یاد بگیریم .

روزای یکشنبه وقتی از کلاس خارج می شیم انگار یه آدم دیگه ای شدیم. اصلا یه رنگ دیگه ای شدیم.مهربونیم ،خوبیم از عمق وجود . واقعا خوبیم ، خوب نمایی نمی کنیم. تا آخر شب خوبیم ، اصلا حالمون خوبه .هیچی حالمون را بد نمی کنه. انگارمی خواهیم این حال خوب را به دیگران انتقال بدهیم .

غذای یکشنبه شب هامون طعم خوبی داره ، حتی اگر یه تخم مرغ ساده باشه . این جمله برای شما هم شاید آشنا باشه که بهمون میگن امروز یه جور دیگه ای شدی . کاش همیشه اینجوری باشیم .حالمون خوب باشه . کاش همیشه یکشنبه ای باشیم.

دلنوشته های دوست خوبم: خانم مهری تکلو.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *